مدیسون
زندگی یک خانواده نیویورکی پس از یک تراژدی از هم میپاشد و آنها در میان غم و اندوه، به بررسی ارتباطات انسانی میپردازند ...
زندگی یک خانواده نیویورکی پس از یک تراژدی از هم میپاشد و آنها در میان غم و اندوه، به بررسی ارتباطات انسانی میپردازند ...
هری هوله، کارآگاهی باهوش و برجسته اما گرفتار مشکلات شخصی، در حالی که به دنبال یک قاتل زنجیرهای است، با دشمنی فاسد به نام تام والر نیز مقابله میکند. در مسیری که مرز میان درست و نادرست همیشه روشن نیست و چالشهای اخلاقی فراوانی وجود دارد، هری مصمم است مجرم را شناسایی کرده و به دست عدالت بسپارد.
وقتی یک غول دنیای مالی ناگهان خود را طلاقگرفته و بیکار مییابد، برای سر پا ماندن، شروع به دزدیدن از همسایههای ثروتمندش میکند. دزدیدن از حلقه اجتماعی خودش بهطرز عجیبی برایش هیجانانگیز است — اما کمکم در تار عنکبوتی مرگبار گرفتار میشود.
به هاوکینز در زمستان سال ۱۹۸۵ خوشآمدید، جایی که شخصیتهای اصلی باهیجانترین چالشها، هیولاهای جدید و یک راز ماوراءالطبیعه روبهرو میشوند.
سریال «اهلِ ایران» مجموعهای اپیزودیک از روایتهای انسانی در دلِ روزهای جنگ و بحران است؛ داستانهایی از مردمی که در میان آتش، ترس و امید، همچنان بر «ایرانی ماندن» پای میفشارند. هر قسمت، تصویری از زندگی، مقاومت و هویت در زمانهای پرتنش را به نمایش میگذارد.
سال 1993 است و لحظه شهرت تد خرس به پایان رسیده است و او را با بهترین دوستش، جان بنت 16 ساله، که در خانه ای طبقه کارگر در بوستون با پدر و مادر و پسر عمویش زندگی می کند، رها کرده است. تد ممکن است بهترین تأثیر را بر جان نداشته باشد، اما زمانی که این کار را انجام داد
یک هنرمند وبتون که از فرسودگی کاری به ستوه آمده، یک سرویس اشتراک دوستیابی مجازی منحصربهفرد را کشف میکند؛ سرویسی که به او اجازه میدهد با شریکهای ایدهآلش ملاقات کند و مرز میان واقعیت سخت زندگی و عاشقانههای دیجیتالی را کمرنگ میکند.
این درام جناییِ لسآنجلسی، دزد حرفهای و نابغهای به نام کولترین وایلدر را در برابر کارآگاه آیزایا استایلز قرار میدهد و در عین به چالش کشیدن کلیشههای رایج آثار سرقتمحور، به بررسی عواملی میپردازد که انسانها را به حرکت درمیآورند، سرپا نگه میدارند و در نهایت نابود میکنند.
یک آسیبشناس قانونی نابغه، با استفاده از فناوریهای پزشکی قانونی، به حل پروندههای جنایی میپردازد ...
یک کارمند معمولیِ اداری به نام زارا ناگهان خود را در مرکز یک سرقت میبیند؛ یک روز کاری عادی در یک شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی، وقتی گروهی از دزدان خشن به ساختمان یورش میبرند و زارا و بهترین دوستش لوک را وادار به اجرای خواستههایشان میکنند، کاملاً زیر و رو میشود.
دانشجویان جوان آموزش میبینند تا به افسران استارفلیت تبدیل شوند؛ آنها در این مسیر با دوستیها، رقابتها و روابط عاطفی دستوپنجه نرم میکنند و همزمان با تهدیدی مرموز روبهرو هستند که هم آکادمی و هم فدراسیون را در معرض خطر قرار میدهد.
در سال ۱۹۷۷ در مسکو، دو "پونی" ("افراد بیاهمیت") مامور سیا میشوند و توطئهای مربوط به جنگ سرد را که همسرانشان به خاطر آن کشته شده بودند، کشف میکنند.