نظارهگر
براساس داستانی واقعی، زن و شوهری که به خانه رویایی خود نقل مکان میکنند به زودی با نامههایی وحشتناک و تهدیدآمیز از سوی یک شکارچی با امضای واچر روبرو شده و…
براساس داستانی واقعی، زن و شوهری که به خانه رویایی خود نقل مکان میکنند به زودی با نامههایی وحشتناک و تهدیدآمیز از سوی یک شکارچی با امضای واچر روبرو شده و…
براساس داستانی واقعی و مستندی به نام مرگ در راهپله، راجع به مایکل پترسون، یک رماننویس جنایی است که پس از آنکه جسد همسرش در پایین راه پله های خانهشان پیدا کرد، متهم به قتل او شد.؛ اتهامی که ۱۶ سال در گیر و دار دادگاه و فرایندهای قضایی به طول انجامید.
یک وکیل تازه کار به نام اوون هندریکس که به تازگی در سازمان سی آی ای مشغول به کار شده، با یکی از کارمندان سابق این سازمان روبرو می شود و زندگی اش برای همیشه تغییر می کند و...
پس از آنکه «لی ههسوک» در ۸۰ سالگی از دنیا میرود، در حالی وارد بهشت میشود که ظاهر سالخوردهاش را حفظ کرده است. اما همسرش، «کو ناکجون»، در بهشت با چهره و ظاهر ۳۰ سالگی خود دیده میشود. ناکجون که به عنوان پستچی بهشت فعالیت میکند، آرزوها و پیامهای مردم زمین را منتقل میکند و این زوج زندگی تازه و متفاوت خود را در جهان پس از مرگ در کنار یکدیگر آغاز میکنند.
روبن در مراسم عروسی برادر جداافتادهاش، نیل، حاضر میشود و حضور او بهعنوان جرقهای عمل میکند تا چهل سال گذشتهی رابطهی پرتنش و ازهمگسیختهی آنها دوباره زنده و مرور شود.
مادری در کودکی پسرش را رها میکند. سالها بعد، آن پسر که حالا مردی جوان شده، قسم میخورد از مادرش و خانوادهٔ جدید او انتقام بگیرد؛ غافل از اینکه در همین میان، ناخواسته عاشق دخترخواندهٔ او میشود.
یک شخصیت شرور افسانهای از دوران چوسان، در بدنِ بازیگری شکستخورده در دنیای مدرن دوباره متولد میشود و با وارث سرد و حسابگرِ یک خاندان ثروتمند روبهرو میشود؛ رویاروییای که جرقهی عشقی پرتنش و آمیخته به نفرت را میزند؛ عشقی که مرزهای قرنها را پشت سر میگذارد.
کارکنان مرکز پزشکی ترومای پیتسبورگ شبانهروزی برای نجات جان انسانها در یک بخش اورژانس شلوغ و با بودجهی ناکافی تلاش میکنند.
مردی که روزی فقط یک قاشق پلاستیکی به حساب میآمد، در مسیر تبدیل شدن به یک آشپز افسانهای ارتش قرار میگیرد؛ کسی که با مهارتهای آشپزیاش، رازهای تاریک پادگان را فاش میکند.
داستانی عاشقانه و پرماجرا درباره همخانه شدن دو نفر که از همان نخستین دیدار با یکدیگر اختلاف داشتهاند. اما وقتی ناگهان مسئولیت نگهداری از برادرزاده ۲۰ ماههشان، وو-جو، به عهده آنها میافتد، زندگیشان به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورد و ماجراهای تازهای آغاز میشود.
مردی حسود و کینهورز، در حالی که خود را در دنیایی میبیند که دیگران در آن پیوسته موفق میشوند، احساس تنهایی و انزوا میکند و در جستوجوی آرامش درونی است.
سال ۱۸۶۳ است و داستان در کیوتو رخ میدهد. ما با جوانی به نام نیو آشنا میشویم که روحی صادق و مهربان دارد و به خانوادهاش توجه میکند، اما در عین حال یک اشتیاق پنهان و سوزان برای جستجوی عدالت دارد. از زمانی که با توشیزو هیجی ملاقات کرد...