قایق جیغ
یک قایقسواری آخر شب در نیویورک به نبردی ناامیدانه برای بقا تبدیل میشود، زمانی که یک موش بازیگوش به هیولایی واقعی بدل میگردد.
یک قایقسواری آخر شب در نیویورک به نبردی ناامیدانه برای بقا تبدیل میشود، زمانی که یک موش بازیگوش به هیولایی واقعی بدل میگردد.
در روستایی دورافتاده در جزیره کارپاتیا، دختری خجالتی به نام یوری در یک مزرعه بزرگ میشود و از کودکی یاد میگیرد که از گونهای حیوانی مرموز به نام «اوچی» بترسد. اما وقتی یوری یک بچه اوچی زخمی را پیدا میکند که جا مانده، تصمیم میگیرد از خانه بگریزد و سفری پرماجرا را برای بازگرداندن او به خانهاش آغاز کند.
سال ۱۹۸۴؛ «مایکل لارسون»، راننده بیکار یک وانت بستنیفروشی از اوهایو، وارد برنامه مسابقهای «Press Your Luck» میشود، در حالی که رازی در دل دارد: راهی برای بهدست آوردن پول بینهایت. اما وقتی پیروزیهای پیاپی او ادامه پیدا میکند، مدیران پشت صحنه کمکم به انگیزههای واقعیاش پی میبرند و این موفقیت در معرض تهدید قرار میگیرد.
یک نیروی ویژهی سابق، در پی انتقام از رهبر فرقهای به نام «بوکوشی» برمیآید؛ کسی که همرزمان پیشین او، گروه شینجا، را فریب داده و به فساد کشانده است. بوکوشی به سربازان بازنشسته وعدهی هدف و امنیت میدهد، اما در واقع چهرهای ویرانگر و خطرناک دارد.
یک گروهان از نیروهای ویژه نیروی دریایی آمریکا (Navy SEALs) مأموریتی خطرناک را در رمادی عراق آغاز میکنند؛ هرجومرج و برادری در میدان جنگ از خلال خاطرات آنها از این واقعه بازگو میشود.
ساکشی باید دختر هفتسالهاش را از قربانی شدن توسط فرقهای شیطانی نجات دهد؛ فرقهای که میخواهد برای رضایت رهبرشان این قربانی را انجام دهد. در این راه، او با خرافات جامعه و وحشتی که همچنان خودش و دختران جوان اطرافش را آزار میدهد، نیز مبارزه میکند.
نیمهشب، قتلی وحشتناک در یک سرویس بهداشتی عمومی رخ میدهد. کارآگاه پروندههای جنایی، دونگگون، یادداشتی مچالهشده را در دهان قربانی پیدا میکند. این یادداشت حاوی تاریخی مربوط به یازده سال پیش است، و وقتی دونگگون بیشتر در مورد آن تحقیق میکند، متوجه میشود که قربانی در دوران خدمت سربازیاش یک زورگو بوده است. این ماجرا فرصتی را فراهم میکند تا
زندگی یک مرد خوشچهره و جذاب که به خوشگذرانی شهرت دارد، با ورود پسربچهای جوان دگرگون میشود. در ابتدا، حضور این کودک باعث دردسر و آشوب میشود، اما کمکم جایگاهی مهم در زندگی آنها پیدا میکند.
دزدی قبر، شکنجه، راهبههای تسخیر شده و جشن شیطانی: فیلم افسانهای بنجامین کریستنسن با استفاده از مجموعهای از صحنههای کوتاه و تأثیرگذار، نظریه علمی را بررسی میکند که جادوگران قرون وسطی همان نوع هیستری را تجربه میکردند که بیماران روانپزشکی اوایل قرن بیستم داشتند. اما
وقتی ماشینی به سگ کوچک و دوستداشتنی ویکتور، اسپارکی، برخورد میکند، ویکتور تصمیم میگیرد او را تنها به روشی که بلد است، دوباره زنده کند. اما وقتی این «هیولای» گردنپیچخورده، در دل همسایههای ویکتور وحشت و
یک زن تنها همراه با سگ سیاهگوش باوفای خود که رابطه خود را از همه انسان ها قطع کرده ، توسط دیواری نامرئی احاطه شده است که …