جنگ شوالیه ها
شوالیهای بیباک به سرزمینی مرگبار قدم میگذارد تا روح برگزیده را نجات دهد. در برابر جادوگران، شیاطین و دشمنانی بیرحم میایستد و درمییابد که بازگشت او ممکن است باعث آشوب شده و بشریت را به نابودی بکشاند.
شوالیهای بیباک به سرزمینی مرگبار قدم میگذارد تا روح برگزیده را نجات دهد. در برابر جادوگران، شیاطین و دشمنانی بیرحم میایستد و درمییابد که بازگشت او ممکن است باعث آشوب شده و بشریت را به نابودی بکشاند.
ناله-ماجا همراه خانوادهاش به پیکنیک رفته، اما انگار هیچکس حوصلهی بازی با او را ندارد. وقتی او به تنهایی آبمیوهی XYZ را مینوشد و تبدیل به موجودی کوچک میشود، همهچیز شکل تازهای به خود میگیرد. حالا آیا دیگران میتوانند او را پیدا کنند؟ و آیا وقتی به اندازهی یک مورچهای، میشود تغییری در دنیا ایجاد کرد؟
پس از ملاقات با رئیسجمهور جدید ایالات متحده، تادیوس راس، سم خود را در وسط یک حادثه بینالمللی میبیند. او باید دلیل یک توطئه جهانی شرورانه را کشف کند قبل از اینکه مغز متفکر اصلی تمام جهان را به خطر بیاندازد.
در سال ۲۰۰۸، گروهی از مردان از دانمارک و سراسر اروپا بزرگترین سرقت تاریخ دانمارک را انجام میدهند. کاسپر، یک بوکسور که فرصتهای زیادی در زندگی برایش باقی نمانده، از سوی طراحان خارجی این سرقت پیشنهادی دریافت میکند تا نقشه آن را طراحی کند.
انسانهایی که توانایی تبدیل شدن به حیوانات را دارند، برای زندگی در میان دیگران بدون فاش شدن قدرتهای ویژهشان با دشواری روبهرو هستند. این گروه تلاش میکند آگاهیبخشی کند و دیدگاه جهانی دربارهی جنگلزدایی و اهمیت زیستگاههای طبیعی را تغییر دهد. اما هنگامی که این تلاشها نتیجهای نمیدهد، ناچار میشوند خود وارد عمل شوند.
دوکه، یک مامور مخفی بینالمللی که سالها پیش پس از یک حادثهی traumatik بازنشسته شده، مجبور میشود دوباره به میدان برگردد، وقتی که یک نیروی ویژهی کماندو، خواهرزادهاش را میرباید و او را مجبور میکند تا برای آزادیاش، یک فرمول علمی گرانبها را بدزدد.
وقتی خوان، یک قاچاقچی جوان بنزین، مجبور میشود برای سازمانی مرموز در بیابان مرزی میان کلمبیا و ونزوئلا کار کند، نامزدش دیانا سفری را آغاز میکند تا رازهایی را که در این سرزمین بیصاحب پنهان شدهاند، کشف کند.
یک کشیش که به وحی الهی ایمان دارد و کارآگاهی که از دیدگاههای پریشان رنج میبرد، پروندهی یک فرد گمشده را دنبال میکنند—و در این مسیر، با شیاطین درونی خود روبهرو میشوند.
پل کول خود را در شهری کوچک و مرموز مییابد، بیآنکه بداند کیست یا چگونه به آنجا رسیده است. در حالی که تکههایی از گذشتهاش کمکم نمایان میشود، تلاش میکند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند؛ اما زمان ناپایدار است، ظاهرها فریبندهاند، و معلوم نیست کدامیک از هویتهایش واقعی است.
وقتی یکی از مشتریان معاملات ملکی آیدا تیگاردن به قتل میرسد، دختر کنجکاو و ماجراجوی او، آئورا، همراه با نامزدش نیک و اعضای باشگاه «قتلهای واقعی» برای حل این معما دست به کار میشوند.
پنزی، خشمگین و افسرده، خشم خود را بر سر خانواده و غریبهها خالی میکند. انتقادهای مداوم او باعث میشود که از دیگران دور بماند، بهجز خواهر خوشبینش، شانتال، که با وجود تفاوتهایشان همچنان با او همدلی میکند.
ادامهای است بر «نبرد مایانگ»؛ جنگی تمامعیار با کشور همسایه، ژائو، که شین و وانگکی در اثر قبلی با عنوان «شعله سرنوشت» در آن جنگیده بودند.