بوچیا
این مستند است روایتی است از بهروز بربر مقدم در مسابقات پاراآسیایی جاکارتا اندونزی...
عطا برای دزدیدن طلا به خانهای قدیمی میرود. او متوجه حضور یک مادر پیر و نابینا میشود. مادر نابینا، عطا را با پسرش رضا که در جبهه است، اشتباه میگیرد. عطا مشغول جمع کردن طلاها میشود که دو نفر از رزمندگان، درب خانه را میزنند. آنها هم فکر میکنند عطا یکی از دوستان رضا است و خبر شهادت رضا را به او میدهند. عطا حرفی به مادر شهید نمیزند، طلاها را سر جایش میگذارد و برمیگردد.
قتل های طایفه ای در شهرستان قلعه گنج و روستاهای اطراف آن باعث وساطت و پادرمیانی بزرگان و امام جمعه شهر می شود. این قتل و جنایت ها باعث فرار سرمایه گذاران اقتصادی از آن سرزمین شده است.
گلبارنژاد جانباز و ورزشکار پارالمپیک ایرانی است که در دو رشته وزنه برداری و دوچرخه سواری مدال های جهانی فراوانی کسب کرده است. این فیلم مروری است بر زندگی این ورزشکار نام آور. بهمن در مسابقات پارالمپیک ریو 2016 در حین مسابقه دچار سانحه شد و بر اثر جراحات وارده جان باخت.
روایتی از حسن شمشادی خبرنگاری که بیش از چهار سال در سوریه بوده و حالا در خصوص حضور حزب الله لبنان در سوریه به لبنان میرود.
این مستند روایتی از زندگی شخصیت ادوارد است که ۳۸ سال از عمر خود را در غربت و اسارت سپری کرده است. او ۹ سال را بهعنوان اسیر جنگی گذرانده و پس از پیوستن به سازمان مجاهدین خلق، ۱۲ سال از زندگیاش را در کمپ اشرف سپری میکند. در نهایت، پس از خروج از سازمان، به آلمان مهاجرت کرده و زندگی خود را در آنجا ادامه میدهد.
روایتی از اسارت قریب به چهار هزار پناهجوی زنی ست که در جریان جنگ هرگز نتوانستند دیگر به خانواده هایشان در آن سوی مرزها ملحق شوند و در این راه بسیاری از این خانواده ها در دل بحران مجبور به انتخاب و تصمیم شدند…
مادری که دخترش مبتال به سندرم آشیر است اما همه تالش خود را کرده است تا محدودیت های او را به مهارت بدل کند. سندرم آشر سندرمیست که هلن کلر نیز به آن مبتال بود. در ایران تعدادی از مبتالیان به این سندرم زندگی می کنند که ناشناخته مانده اند و از هیچ آموزشی بهره نمی برند. جمیله آفریده می تواند معلمی برای کودکان مبتال به سندرم آشر باشد. او بدون هیچ آموزشی تنها با تکیه بر تقویت مهارت های فرزندش روش های آموزشی خاصی را ابداع کرده است.
پرتره محیط بانی که 16 سال پیش در اثر اثابت گلوله شکارچی ، نابینا شد و همکارش نیز به شهادت رسید.فیلم روایتی است از لحظات زندگی او در تاریکی که با تمام مشکالت مشغول کار و ادامه تحصیل است و یک آرزو بیشتر ندارد و آن دیدن چهره فرزندانش میباشد