کمد
پس از نقلمکان به خانهای جدید، دختربچهای شروع به رفتارهای عجیب و نگرانکننده میکند، تا اینکه یک روز ناگهان پشت کمد ناپدید میشود. پدر، که از این اتفاق ویران شده، هیچ سرنخی از ناپدید شدن دخترش ندارد، تا اینکه یک جنگیر برای کمک از راه میرسد.
پس از نقلمکان به خانهای جدید، دختربچهای شروع به رفتارهای عجیب و نگرانکننده میکند، تا اینکه یک روز ناگهان پشت کمد ناپدید میشود. پدر، که از این اتفاق ویران شده، هیچ سرنخی از ناپدید شدن دخترش ندارد، تا اینکه یک جنگیر برای کمک از راه میرسد.
یک کشیش با ایمانی متزلزل، به تحقیق درباره مرگ معمایی افسانهای محلی معروف به «پسر وحشی» میپردازد و در این مسیر، پیوندهای هولناکی با شیاطین درونی خود کشف میکند.
روایتگر زندگی دلقکی است که روی صحنه مردم را میخنداند ولی زندگی شخصیاش پر از تلخی و کاستیهاست و…
مرتضي، رزمنده ايراني، در پي يك درگيري شديد با نيروهاي عراقي در جنگلي واقع در عراق، به اسارت آنها درمي آيد. سامي جابر، فرمانده نيروهاي عراقي دستور مي دهد او را به اردوگاهي متروك و دور از چشم صليب سرخ منتقل كنند. اردوگاه شرايط بسيار بدي دارد و اسرا در آن به چند گروه تقسيم شده اند. مرتضي قصد فرار از اردوگاه را دارد و اين موضوع را با ديگران در ميان مي گذارد، ولي بيشتر اسرا با نقشه فرار او به دلايل گوناگون مخالفت مي كنند. ..
چارلز بلیکی، که بخت با او یار نیست، زیرزمین خانهاش را به غریبهای مرموز اجاره میدهد، غافل از اینکه ممکن است نیرویی بسیار تاریکتر از آنچه تصور میکرد را به درون خود راه دهد.
این فیلم از سه داستان جداگانه تشکیل شده است. کارگردان با محوریت موضوع «انسان» ــ تولد، زندگی و مرگ ــ تصویری از زندگی در پایینترین لایههای اجتماعی و اقتصادی ترسیم میکند؛ تصویری که گاه طنزآمیز و گاه تراژیک است.
بر اساس داستان واقعی عبدالرئوف زرّین، او تکتیرانداز ایرانی جنگ ایران و عراق بود که بهعنوان بهترین تکتیرانداز در جنگهای جهانی معاصر شناخته میشود و رکورد ۳۰۰۰ شلیک موفق با سلاحهای دراگونوف را دارد.
پدری و پسرش به یک مهمانی شبانه در اعماق کوههای جنوب مراکش میرسند. آنها به دنبال دختر و خواهرشان مار میگردند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای بیپایان و بیخواب ناپدید شدهاند. آنها در حالی که غرق در موسیقی الکترونیک و حس ناآشنای آزادی هستند، بارها و بارها عکس مار را پخش میکنند. امید در حال محو شدن است، اما آنها به راه خود ادامه میدهند و گروهی از رقاصان را که به سمت آخرین مهمانی در بیابان میروند، دنبال میکنند. همینطور که آنها بیشتر در دل بیابان سوزان پیش میروند، این سفر آنها ر
در جستوجوی کار، آرون با یک آگهی مرموز آنلاین روبهرو میشود: «۱۰۰۰ دلار برای یک روز. خدمات فیلمبرداری. حفظ حریم خصوصی مورد تقدیر است.» او که پولش ته کشیده و سادهدل است، تصمیم میگیرد این فرصت را امتحان کند. به کلبهای در شهری کوهستانی و دورافتاده میرود، جایی که با یوسف، سوژهی فیلم آن روز، دیدار میکند. یوسف صادق به نظر میرسد و
داستان این فیلم در دهه ۶۰ میگذرد، جائیکه دو دوست برای رسیدن به هدفی با یکدیگر همراه میشوند.
ماهی عاشق یک پسر افغان میشود و به خاطر رسیدن به او والدین خود را رها میکند و به تهران میرود؛ و پس از کش و قوسهای فراوان با حیران ازدواج میکند. در زمانی که او منتظر به دنیا آمدن دخترش هست حیران ناپدید میشود…
نرگس و نسرین دو دختر دبستانی در جشن مدرسهها یکدیگر را میبینند و پی میبرند که خواهران دوقلو هستند و پدر آهنگسازشان در گذشته از مادر آنها که خیاطی میکند، جدا شده بوده، اما این ماجرا را هرگز به آنها نگفته بودند. یکی از آنان نزد مادرشان و دیگری نزد پدرشان زندگی میکرده است. آنان تصمیم میگیرند تا جایشان را عوض کنند، بهدلیل شباهت بسیار این