عنکبوت نوآر
بن رایلی، کارآگاه خصوصی باتجربهای در نیویورک دههٔ ۱۹۳۰ که روزگار سختی را میگذراند، پس از وقوع یک تراژدی عمیقاً شخصی، ناچار میشود با گذشتهٔ خود روبهرو شود؛ آن هم در حالی که تنها ابرقهرمان شهر است.
بن رایلی، کارآگاه خصوصی باتجربهای در نیویورک دههٔ ۱۹۳۰ که روزگار سختی را میگذراند، پس از وقوع یک تراژدی عمیقاً شخصی، ناچار میشود با گذشتهٔ خود روبهرو شود؛ آن هم در حالی که تنها ابرقهرمان شهر است.
خواب تلخ داستان مرده شور پیری به نام اسفندیار در شهر قدیمی سده (خمینیشهر فعلی) است که با عزرائیل مواجه میشود. بیشتر ماجراهای این فیلم که در ۱۹ اپیزود روایت میشود، در گورستانی قدیمی و کهنه در شهر سده که بیش از هشتصد سال عمر دارد اتفاق میافتد.
این اثر، مسابقهدهندگان موتورکراس را دنبال میکند؛ ورزشکارانی که در رقابتهای پرهیجان و سرشار از آدرنالین شرکت میکنند، با چالشهای دشوار و خطرناک روبهرو میشوند و مهارت و شجاعت خود را بر روی موتورهایشان به نمایش میگذارند.
مردی که کارش ترجمه زبانهای مختلف است، زنی را ملاقات میکند که عشق را به شکلی کاملاً متفاوت از او بیان میکند، اما با این حال یکدیگر را درک میکنند.
رومن مرتنز، مردی نابینا که از شنوایی فوقالعادهای برخوردار است، به شغل رؤیاییاش در واحد شنود پلیس محلی دست پیدا میکند—شغلی که بسیار خطرناکتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
زندگی یک خانواده نیویورکی پس از یک تراژدی از هم میپاشد و آنها در میان غم و اندوه، به بررسی ارتباطات انسانی میپردازند ...
هری هوله، کارآگاهی باهوش و برجسته اما گرفتار مشکلات شخصی، در حالی که به دنبال یک قاتل زنجیرهای است، با دشمنی فاسد به نام تام والر نیز مقابله میکند. در مسیری که مرز میان درست و نادرست همیشه روشن نیست و چالشهای اخلاقی فراوانی وجود دارد، هری مصمم است مجرم را شناسایی کرده و به دست عدالت بسپارد.
وقتی یک غول دنیای مالی ناگهان خود را طلاقگرفته و بیکار مییابد، برای سر پا ماندن، شروع به دزدیدن از همسایههای ثروتمندش میکند. دزدیدن از حلقه اجتماعی خودش بهطرز عجیبی برایش هیجانانگیز است — اما کمکم در تار عنکبوتی مرگبار گرفتار میشود.
به هاوکینز در زمستان سال ۱۹۸۵ خوشآمدید، جایی که شخصیتهای اصلی باهیجانترین چالشها، هیولاهای جدید و یک راز ماوراءالطبیعه روبهرو میشوند.
از دلِ پیوندهای غیرمنتظرهای که در شیفتهای شبانهی یک آکواریوم محلی شکل میگیرد، تووا، پیرزنی بیوه، به حقیقتی سرنوشتساز پی میبرد؛ کشفی که شاید بار دیگر شادی و شگفتی را به زندگیاش بازگرداند.
پسر پانزدهسالهای از قوم یوروک در روستایی دورافتاده در مقدونیه، در میان انتظارات سختگیرانه والدین، سنتهای محافظهکارانه جامعه و عشقی ممنوعه به دختری که به دیگری وعده داده شده است، به موسیقی پناه میبرد تا راهی برای رهایی و ابراز خود پیدا کند.
پدری برای محافظت از دخترش، او را در جزیرهای پنهان میکند؛ در عین حال، مهارتها و تواناییهای لازم برای بقا و رویارویی با چالشها و نبردهای پیش رو را به او میآموزد.