جزیره هیولاها
در اقیانوس آرام، سال 1942، یک سرباز ژاپنی و یک اسیر جنگی بریتانیایی در جزیرهای متروکه گرفتار میشوند و توسط موجودی کشنده تعقیب میشوند. دو دشمن مرگبار باید برای بقا در برابر ناشناختهها با هم متحد شوند.
در اقیانوس آرام، سال 1942، یک سرباز ژاپنی و یک اسیر جنگی بریتانیایی در جزیرهای متروکه گرفتار میشوند و توسط موجودی کشنده تعقیب میشوند. دو دشمن مرگبار باید برای بقا در برابر ناشناختهها با هم متحد شوند.
روزی کاملاً عادی در بخش تختهای یک واحد جراحی است. تیم پرستاری به دلیل کمبود نیرو با کمبود کارکنان مواجه است. با وجود فضای پرتنش، فلوریا با مهارت و نهایت فداکاری از بیمارانش مراقبت میکند. هرچند همه توانش را به کار میگیرد، اما شیفت بهتدریج از کنترل خارج میشود — تا اینکه سرانجام به یک انفجار احساسیِ شدید میانجامد.
در تریواندروم، چهار دوست جدانشدنی به نامهای آناندو، ساجی، مانو و مناف که از پسزمینهای ساده و روستایی آمدهاند، نقشهی یک سرقت بزرگ را میکشند — تنها فرصتشان برای تبدیل رؤیاها به واقعیت. اما هرچه بیشتر در این ماجرا پیش میروند، سایههایی از گذشته سر برمیآورند، انگیزههای پنهان آشکار میشوند و وفاداریها به
وقتی یک خدمتکار فروتن با یک جراح ثروتمند سر راه هم قرار میگیرند، جرقههای عشق میانشان شعلهور میشود؛ اما حقیقتی ویرانگر رابطهشان را به چالش میکشد.
پس از ربودن یک پدر و دو فرزندش، برادران گکو به سمت جنوب و یک بار مشکوک در مکزیک میروند تا در مکانی امن پنهان شوند، بیخبر از اینکه مشتریان بدنام آنجا، خونآشام هستند.
ژنرال بازنشسته انریکه که به نسلکشی مردم مایا متهم شده، در عمارتش گرفتار اعتراضات گسترده میشود. در حالی که خدمتکارانش او را ترک کردهاند، این مرد سالخورده و خشمگین به همراه خانوادهاش ناچارند با حقیقت ویرانگر اعمال گذشتهاش روبهرو شوند و همزمان، حس فزایندهای از حضور نیرویی ماورایی و خشمگین را تجربه کنند که گویی بهخاطر جنایتهای او، آنها را هدف قرار داده است.
یک مرد و زن جوان با پیشینههای بسیار متفاوت عاشق هم میشوند، اما رابطهشان با موانعی از سوی گذشتهی آشفتهی مرد و والدین بیش از حد مراقب زن روبرو میشود.
وقتی فرانک، سرکارگر انبار تدارکات در لوئیزویل کنتاکی، به کارمند تازهوارد به نام فردی یک آزمایش محرمانهی نظامی را نشان میدهد، این دو دستوپا چلفتی بهطور تصادفی گازی را آزاد میکنند که اجساد را دوباره زنده کرده و به زامبیهای گوشتخوار تبدیل میکند. با گسترش این اپیدمی در سطح شهر و سیر شدن این موجودات با روشهایی خونین و عجیبوغریب، فرانک و فردی با کمک رئیسشان و یک مردهشور مرموز برای زنده ماندن تلاش میکنند.
پس از آنکه یک زامبی با دوستدختر یکی از قربانیانش وارد رابطه میشود، این عشق غیرمنتظره زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند که ممکن است سراسر دنیای مرده را دگرگون کند.
کلمبوس عادت دارد از هر چیزی که او را میترساند فرار کند. تالاهسی اصلاً ترسی ندارد؛ و اگر هم داشت، آن ترس را حسابی نابود میکرد. در دنیایی که زامبیها آن را فرا گرفتهاند، این دو نفر به شکلی بینقص برای بقا تکامل یافتهاند. اما حالا قرار است با ترسناکترین چیز ممکن روبهرو شوند: یکدیگر.
برای فرار از زندگی پرمشکلشان، دو برادر دوقلو به زادگاهشان بازمیگردند تا دوباره شروع کنند، اما متوجه میشوند که شر بزرگتری در انتظار بازگشتشان است.
اندی و تیم جنگجویان جاودانهاش با هدفی تازه جانگرفته به نبرد برمیخیزند، آنهم در برابر دشمنی قدرتمند که مأموریت آنها برای حفاظت از بشریت را تهدید میکند.