در یک قفسه شیشه ای
نوجوان مرموزی به نام آنخلو از کلاوس، پزشک آلمانی با گذشتهای تاریک که در یک دستگاه تنفس آهنی گرفتار شده، مراقبت میکند.
نوجوان مرموزی به نام آنخلو از کلاوس، پزشک آلمانی با گذشتهای تاریک که در یک دستگاه تنفس آهنی گرفتار شده، مراقبت میکند.
یک ستاره کودک سابق، خواهر فلجش را در عمارت در حال خرابیشان در هالیوود شکنجه میدهد.
یک زن خانهدار بیوه برای تکمیل تحصیلاتش به دانشگاه بازمیگردد و سفری را آغاز میکند که به زندگیاش معنای تازهای میبخشد.
اوفلیا با مادر باردار و ناپدریاش در اسپانیا زندگی میکند. او روزی حشرهای شبیه یک پری میبیند که او را به یک هزارتوی اسرارآمیز هدایت میکند که به دنیای زیرزمینی ختم میشود و...
ادو و لورین وارن، محققان امور ماورایی، تلاش میکنند به خانوادهای کمک کنند که در خانهی روستاییشان توسط حضوری شوم و تاریک مورد آزار قرار گرفتهاند. آنها ناچار میشوند با موجودی قدرتمند روبهرو شوند و خود را در هولناکترین پروندهی زندگیشان گرفتار میبینند.
دنیای هِلوی وقتی زیر و رو میشود که او متوجه وجود یک گروه اِلفکین پیشرفته از نظر فناوری میشود؛ گروهی که بر خلاف قبیلهی خودش، در ماجراجویی و سرگرمیطلبی بیرقیب است. آیا دوستی هِلوی با «بو» ــ جوانترین عضو این گروه ــ میتواند پس از بیش از ۲۵۰ سال، دو قبیلهی اِلفکین را با یکدیگر آشتی دهد؟
پس از از دست دادن تراژیک والدینش، وایولت در جنگل اسرارآمیزی نزدیک کلبه عمه و عموش، یک اسب تکشاخ پیدا میکند. این اتفاق او را برمیانگیزد تا مأموریتی را برای نجات جنگل از دست توسعهدهندگان محلی آغاز کند.
حرم حضرت شاهچراغ در شیراز، مدت هاست مامن و ملجاء زائرین و مجاورین خود بوده است، اما شبی به هنگام نماز، فرد ناشناسی با اسلحه به آرامش و امنیت این حرم حمله میکند و سیزده نفر را به شهادت می رساند، اما صدها نفر از جمعیت نجات پیدا میکنند چرا که....
پس از آنکه «کریستین براون» ـ کارمند وام ـ درخواست زنی برای تمدید مهلتی که برای حفظ خانهاش نیاز داشت را رد میکند، زندگی امیدوارکنندهاش ناگهان رو به نابودی میرود. کریستین مطمئن است که یک زن کولی او را نفرین کرده، اما دوستپسرش حرفش را باور ندارد. تنها امید او به یک پیشگوست که ادعا میکند میتواند این نفرین را از بین ببرد و روحش را از کشیدهشدن مستقیم به جهنم نجات دهد.
گیر افتاده در زندان، چهار نفر آدم نامتجانس فرصتی برای آزادی زودهنگام پیدا میکنند، زمانی که مقامات به دنبال داوطلبانی برای یک آزمایش دارویی با اثرات نامعلوم میگردند.
برادر گوکان، حسابدار سروت، کوفتهپز نجمى و دلپیرو حکمت با قرار آزادی مشروط از زندان آزاد میشوند و برای بازگشت دوباره به جامعه، در جلسات گروهدرمانی شرکت میکنند.