کلاورفیلد
گروهی از دوستان در جریان حملهی ویرانگر یک هیولا، برای انجام مأموریتی نجاتبخش به عمق خیابانهای نیویورک قدم میگذارند.
گروهی از دوستان در جریان حملهی ویرانگر یک هیولا، برای انجام مأموریتی نجاتبخش به عمق خیابانهای نیویورک قدم میگذارند.
در کشوری که آموزش دادن به دختران نوعی شورش تلقی میشود، زنی آیندهنگر با شجاعت قدم پیش میگذارد تا ذهنهای جوان را به رؤیاپردازی وادارد. زمانی که نوآوری آنها توجه جهانیان را جلب میکند، موفقیتشان جرقهای از امید میزند—و البته مخالفتهایی را نیز برمیانگیزد. در حالی که تهدیدها نزدیک میشوند و بهای سنگینی پرداخت میشود، شجاعت و همبستگی آنها جنبشی را شعلهور میسازد که میتواند برای همیشه جهان را دگرگون کند.
گروهی از سربازان برای مانورهای جنگی به اعماق جنگل فرستاده میشوند. اما وقتی به اردوگاه تیم رقیب برمیخورند که قتلعام شده است، درمییابند که تنها نیستند.
کارگردان اف. و. مورنو با یک خونآشام پیمانی فاوستی میبندد تا او را وادار کند در فیلم سال ۱۹۲۲ خود با عنوان «نوسفراتو» بازی کند.
گروه «آدمهای بد» که حالا اصلاح شدهاند، خیلی خیلی سخت تلاش میکنند تا خوب باشند، اما در عوض خود را درگیر یک سرقت پرمخاطره و جهانی میبینند که توسط تیم جدیدی از جنایتکاران که هرگز انتظارش را نداشتند، طراحی شده است: «دختران بد».
پس از آنکه یک زوج جوان از طبقه متوسط به خانهای به ظاهر معمولی در حومه شهر نقلمکان میکنند، کمکم حضور ناشناختهای آنها را آشفته میسازد؛ حضوری که ممکن است شیطانی باشد یا نه، اما بیتردید در نیمههای شب بیشترین فعالیت را دارد.
ادوین به خواهرش در بستر مرگ قول داده بود که پسرش را، که سالها پیش از او جدا شده بود، پیدا کند. جستوجوی ادوین او را به مدرسهی «دوری» در جاکارتا کشاند؛ مدرسهای ویژهی نوجوانان بزهکار، جایی که او بهعنوان معلم جانشین مشغول شد. در آنجا ناچار است با خشنترین دانشآموزان روبهرو شود تا برادرزادهاش را بیابد. اما درست زمانی که او را پیدا میکند، شورشی گسترده در سراسر شهر آغاز میشود و ادوین در مدرسهای گرفتار میشود که پر از نوجوانان بیرحمی است که تشنهی خون او هستند.
در سال ۱۹۹۹، یک زرگر به زادگاهش بازمیگردد و همین دیدار خاطرات عشق تابستانیاش با یک خیاط را پس از ۲۵ سال زنده میکند. با وجود فاصله سنی میانشان، او تصمیم میگیرد داستانشان را از نو بنویسد، اما در بازگشت، یافتن او برایش دشوار میشود.
افسانه مسابقات، سانی هیِز، از بازنشستگی بازمیگردد تا رهبری یک تیم فرمول یکِ درگیر بحران را بر عهده بگیرد — و در عین حال، مربی یک رانندهی جوان و جاهطلب شود — در تلاشی برای رسیدن به یک فرصت دوباره برای شکوه و افتخار.
دو والدین وارد مسابقهای با زمان میشوند، هنگامی که نیمهشب تماسی آزاردهنده از دخترشان دریافت میکنند؛ تماسی پس از آنکه او باعث یک تصادف دلخراش رانندگی شده است.
پس از مصیبت، اگرچه روح ن ژا و آئو بینگ حفظ شد، بدن فیزیکی آنها به زودی نابود خواهد شد. تای یی ژن رن قصد دارد از نیلوفر آبی هفت رنگ برای تغییر شکل بدن خود استفاده کند، اما با مشکلات متعددی روبرو می شود. ن ژا و آئو بینگ چه خواهد شد؟