تیغ و ترمه
رباره دختری ۲۸ ساله به نام ترمه است که با عمویش زندگی میکند. با بازگشت مادرش، ترمه درگیر ماجراهایی میشود و رازهایی برملا میشود که مدتها در انتظار او بودهاند.
رباره دختری ۲۸ ساله به نام ترمه است که با عمویش زندگی میکند. با بازگشت مادرش، ترمه درگیر ماجراهایی میشود و رازهایی برملا میشود که مدتها در انتظار او بودهاند.
یک ژنرال مست و گستاخ، همسر و خدمتکارش را مورد آزار و ستم قرار میدهد. هنگامی که همسرش متوجه میشود خدمتکار از ژنرال باردار است، او را از خانه بیرون میکند. سالها بعد، ژنرال مرده و نسل جوانتری با دیدگاهی تازه به زندگی و مشکلاتی نو سر برآورده است. این ملودرام پرزرقوبرق که آزادانه از ایبسن اقتباس شده، از اینجا آغاز میشود...
به ثبت لحظات رحلت حضرت امام خمینی از مصلا، مراسم تشییع پیکر پاک ایشان، مراسم تدفین و تأثر مردم ایران در سوگ از دست دادن رهبر خود میپردازد. …
یک مرد ایرانی (اکبر عبدی) که در ترکیه گیر کرده است، بهشدت میخواهد ویزا بگیرد و به آمریکا برود. او شروع میکند به لباس پوشیدن شبیه زنان، به امید اینکه با یک مرد آمریکایی ازدواج کند و تابعیت آمریکا را بهدست بیاورد، اما کمکم دچار تردید میشود و…
بعد از اینکه اشلی درخواست طلاق میدهد، «کری» خوشقلب برای حمایت به سراغ دوستانش، «جولی» و «پل»، میرود. اما وقتی متوجه میشود راز خوشبختی آنها یک ازدواج باز است، شوکه میشود ــ تا زمانی که خودش مرزها را زیر پا میگذارد و همه روابطشان را وارد هرجومرج میکند.
وقتی دفتر طراحی یک دختر جوان درون برکهای مرموز میافتد، نقاشیهایش جان میگیرند ــ آشفته، واقعی و رهاشده. با فرو رفتن شهر در هرجومرج، خانوادهی او باید دوباره گرد هم آیند و هیولاهایی را که هرگز قصد آزاد کردنشان را نداشتند، متوقف کنند.
یک زوج نامزد شده پس از مرگ عمه داماد به خانه اجدادی او بازمیگردند. اما عروس روحنمایی که راز تاریکی از خانواده را پنهان کرده، آرامش آنها را تهدید میکند.
وقتی همه بچههای یک کلاس به جز یک نفر، دقیقاً در یک شب و همزمان به طرز مرموزی ناپدید میشوند، جامعهای این سوال را مطرح میکند که چه کسی یا چه چیزی پشت ناپدید شدن آنهاست.
وقتی یک دیوار آجری مرموز، آپارتمان تیم و اولیویا را در طول شب احاطه میکند، آنها باید با همسایگان محتاط خود متحد شوند تا زنده از آنجا بیرون بیایند.
در دورانی پر هرج و مرج و پر از راهزنان، گانگستر سرکش پنگ یینان و برادرانش لی وو و ما مینگ به عنوان یاغی به سختی تلاش میکنند. زنی مرموز به نام ژوانگ یوئه آنها را با یک شمش طلا استخدام میکند تا عروس را از یک دژ راهزنان بیرحم بدزدند. در طول این ماموریت، پنگ دشمن دیرینهاش - مردی که سالها پیش خانوادهاش را قتل عام کرده بود - را که در میان جنایتکاران پنهان شده بود، کشف میکند. پنگ که از انتقام تغذیه شده بود، حملهای وحشیانه را برای تسویه حساب و نابودی باند آغاز میکند.
زن و شوهری به نام نورا و هکتور، با دستاوردی علمی موفق به سفر در زمان از سال ۱۹۶۶ به ۲۰۲۵ میشوند. در حالی که هکتور با دشواری روبهروست، نورا شکوفا میشود—اما به چه بهایی؟
پس از آنکه آسیب شدید مغزی موجب بروز دیدگاههای هولناک درباره موجودات فرازمینی و همچنین استعداد تازهای در نقاشی میشود، مردی که قرار است بهزودی پدر شود، شروع به تردید در واقعیت زندگی خود میکند و بهشدت درگیر وسواسِ حفاظت از خانوادهاش در برابر تهدیدی ناپیدا میگردد.