وارث جادوگر
یک خیاط محروم، که توسط گذشته اش تسخیر شده است، به دنبال عشق و پذیرش در جامعه بالا است، اما با نفرین ریشه های شیطانی خود مواجه می شود.
یک خیاط محروم، که توسط گذشته اش تسخیر شده است، به دنبال عشق و پذیرش در جامعه بالا است، اما با نفرین ریشه های شیطانی خود مواجه می شود.
در "شهر گنج" زندگی می تواند آرام یا خشن باشد. این واقعیت برای دو قهرمان قصه، "سیاه" و "سفید"، دو کودک خیابانی کاملا صادق است. اما در این شهر نیروهای شیطانی خطرناکی زندگی می کنند و...
پس از اینکه یک شکار سراسری برای پیدا کردن هنک ونچر منجر به بروز تهدیدی جدی و افشاگریهای غیرمنتظره میشود، یک زن مرموز تهدید میکند که دنیا را با همکاری دین، هنک و مونارک نابود خواهد کرد و…
اهالی یک روستای دورافتاده پس از آنکه بارها از سوی راهزنها مورد سرقت قرار میگیرند، از هفت سامورایی درخواست کمک میکنند و...
جاناتان کنت و دامیان وین، دستیار جوان بی میل، وظیفه نجات جهان از عذاب قریب الوقوع را بر دوش دارند. این دو باید با یکدیگر متحد شوند تا پدران خود را نجات دهند و با تبدیل شدن به ابرقهرمانانی که قرار بود باشند، سیاره را نجات دهند.
وقایع این فیلم در دنیای آخرالزمانی رخ میدهد و درمورد مردی به نام فینچ است که آخرین انسان زنده در دنیاست که تصمیم میگیرد یک روبات برای خودش و سگش بسازد که دوست و هم صحبت او باشد و با همین ربات شروع به جهان گردی و کشف جاهای جدید میکند و…
یک صاریغ جوان، پس از مواجه با یک درخت جادویی، طی اتفاقاتی باعث میشود تا زادگاه و محل زندگی اش منجمد شود و همین باعث بوجود آمدن تهدید جدی برای همه کسانی که در آن شهر زندگی میکنند، محسوب میشود و…
داستان فیلم درباره یک گروهبان پلیس است که به دنبال دستگیری شخصیت شرور و جنایتکاری به نام کاتاری کریشنا است…
داستان زندگی شان، پلیس عادلی که توسط دپارتمان پلیس تحسین می شود. چراکه بسیاری از موارد جنایی را حل کرده است. روزی از روزها در هنگام عملیات، توسط گروهی مرموز از جنایتکاران به رهبری نگو نیکلاس ...
دختر و پسرهای نوجوان و فیلمسازی که در جشنواره ای برنده شده اند به دنبال جایزه می روند ولی...
فیلمی درباره دو دشمن فانی - یک موش کوچک و یک روباه که پس از یک حادثه ناگوار، در بهشت حیوانات با هم ملاقات می کنند.
روایتگر پسری به نام الکس است که عاشق داستان های ترسناک است حال او در آپارتمان یک ساحره جوان زندانی شده است و برای آنکه زنده بماند باید هر شب داستانی ترسناک تعریف کند. روزی الکس با زندانی دیگری به نام یاسمین متحد میشود تا فرار کنند.