شانس
دختری بدشانس به نام سم گرینفیلد ناگهان خود را در سرزمین جادویی بخت و اقبال که قبلا هرگز دیده نشده، پیدا میکند. حال سم باید با موجودات جادویی این سرزمین متحد شده تا نیرویی قدرتمندتر از شانس را کشف کرده و…
دختری بدشانس به نام سم گرینفیلد ناگهان خود را در سرزمین جادویی بخت و اقبال که قبلا هرگز دیده نشده، پیدا میکند. حال سم باید با موجودات جادویی این سرزمین متحد شده تا نیرویی قدرتمندتر از شانس را کشف کرده و…
لوبیاها میتونن دست و پا در بیارن و حرف بزنن و حتی داستان حماسی بگن. توی داستان ارباب حلقه ها موضوع سر یک حلقه جادویی بود. خوب اینجا مسئله یک لوبیای جادویی هست. توتو شخصیت اصلی یک لوبیا از عمو بیل بوی میگیره. یک لوبیا که نه در آتش میسوزه نه از بین میره نه هیچی!اون به کمک یک سری از دوستاش سعی میکنه در جریان یک سفر بفهمه که این لوبیا واقعن به چه دردی میخوره. هدیه ها بی دلیل به کسی داده نمیشن، پس وقتی یکیش رو گرفتین حواستون باشه. شاید یک چیز جادویی از توش در بیاد. یک خیار و گوجه فرنگی هم دارن داستان
پس از یک سرقت ناموفق، به یک باند خشن از جنایتکاران دستور داده می شود تا مردی را که به آنها خیانت کرده و با غارت آنها فرار کرده است، ردیابی و از بین ببرند.
این فیلم، مراسم تجدید دیدار سال 2021 مجموعه تلویزیونی کمدی آمریکایی «دوستان»، با حضور همه بازیگران اصلی آن را به تصویر می کشد.
حسام برای درمان بیماریاش مجبور است به خارج از کشور سفر کند. سارا همسر او مخارج سفر او را تأمین میکند، اما میگوید که این پول را از محل ارثیه پدرش به دست آوردهاست. حسام بهبودی مییابد سارا پنهان از چشم شوهرش با کار سخت و مداوم خیاطی سعی میکند بدهیهای خود را
اثری اجتماعی است و وقایع روز اجتماع در آن روایت میشود. فیلم در بیمارستان میگذرد و از این لوکیشن خاص که پر از اضطراب و نگرانی است به مسایل جامعه اشاره دارد.
در مورد یک دزد است که پس از سرقت میلیونها پول نقد از مخفیگاه یک قاچاقچی مواد مخدر به نام تمپل، همراه با یک ماشین و همسر باردار او، میا، از مهلکه فرار میکند. حال تمپل که از پس گرفتن پول نقد و پسر متولد نشدهاش ناامید شده است، گروهی از شکارچیان جایزهبگیر را میفرستد تا همسرش میا و دزد را دستگیر کنند اما…
رضا جوانی است که هفت سال پیش در آستانه تحویل سال به خواستگاری زری رفته و هر سال شب عید با بدبیاری مواجه می شود امسال در آستانه تحویل سال با زهم بدبیاری دامنگیر او و خانواده اش می شود اما …
داستان یک پلیس قهرمان را که به عنوان معاون دانشکده پلیس به یک مجازات محکوم شده است، روایت می کند.
با الهام از سید عبدالرحیم مربی و مدیر تیم ملی فوتبال هند که به عنوان معمار فوتبال هند شناخته می شود، دوران طلایی از سال 1952 تا 1962 را در بر می گیرد.
یک مادر مجرد جوان به همراه دو فرزندش توسط یک سابق خشن اسیر می شود و باید قبل از اینکه خیلی دیر شود نقشه فرار آنها را بکشد.
در زندانِ فضای بازی که فقط یک آسیاب قدیمی در آن است، مرد ثروتمندی از همه جا بی خبر به هوش می آید و برای آنکه راه فراری از آنجا پیدا کند، باید مانند حیوانات باربر کار کند.