بتمن و آقای فریز: زیر صفر
وقتی “مرد یخی” که ناامیدانه تلاش میکند همسر در حال مرگ خود را نجات دهد، ”باربارا گوردن” را برای اهدای عضو میرباید، ”بتمن” و “رابین” باید پیش از انجام عمل او را متوقف سازند …
وقتی “مرد یخی” که ناامیدانه تلاش میکند همسر در حال مرگ خود را نجات دهد، ”باربارا گوردن” را برای اهدای عضو میرباید، ”بتمن” و “رابین” باید پیش از انجام عمل او را متوقف سازند …
هاردی به دلیل مشکلات روانی که در کارخانه بوق سازی پیدا کرده است به دستور پزشک همراه با لورل به قایقی در کنار دریا می رود تا اعصابم آرامش پیدا کند اما…
نویسنده ای به نام مهیار که ده سال سابقه نویسندگی دارد کار خود را رها می کند و تصمیم میگیرد وارد عرصه تجارت شود و طولی نمی کشد که …
داستان یک خانواده را روایت می کند که وقوع یک حادثه موجب دگرگونی روابطشان شده و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم می زن
جون در گذشته یک آدمکش افسانهای بوده که به نوشتن کمیکبوک روی آورده است. اما با چاپ شدن کتابش به صورت آنلاین، به دردسر میافتد و ...
فرشید که به سن ازدواج رسیده دائما با برادرش مقایسه شده و از سوی خانواده سرکوفت می خورد. وی به صورت اتفاقی دختر هم محله ای سابقش را دیده و عاشق او می شود و از والدینش می خواهد به خواستگاری او بروند. اما آنها معتقدند چون پسرشان کاری ندارد، پس نمی تواند ازدواج کند…
داستان یکی از بزرگترین شمشیرباز و نگهبان سلطنتی چوسون ، Tae-yul (جانگ هیوک) را روایت می کند که در نتیجه درگیری بین سلسله های Qing و Ming مجبور به پنهان شدن می شود اما در عین حال از زندگی جدید خود در انزوا خوشحال است. . بزرگترین شمشیرباز جوزون پس از کور شدن در کودتا علیه پادشاه ، دور از عذاب شهر خود مخفی می شود. اما هنگامی که قاچاقچیان دخترش را می دزدند ، او چاره ای ندارد جز اینکه یکبار دیگر شمشیر خود را براند.
بعد از اخراج از شغل ویراستاری در روزنامه، به دلیل نوشتن از یکی از سیاستمداران مشهور به نام وارهان (S.K. Vardhan)، وینود کومار (Vinod Kumar) به محله ای فقیر نشین تغییر مکان می دهد و .....
در دوران همهگیری کرونا یک منتقد مواد غذایی به نام جون برای یک استراحت کوتاه و فرار از بیماری، یک اقامتگاه گردشگری را اجاره میکند. اما زمانی که جون متوجه میشود این اقامتگاه به اشتباه توسط فرد دیگری به نام چارلی نیز اجاره شده است، مجبور میشود همراه با او در قرنطینه بماند. ولی با گذشت زمان جون و چارلی درگیر احساساتی غیرمنتظره شده و…
وسمیر برای تبدیل شدن به یک جادوگر و فرار از فقر، در ازای دریافت سکه و افتخار هیولا میکشد، اما هنگامی که تهدید جدیدی پدیدار میشود، او باید با شیاطین گذشتهی خود روبهرو شود.
پدر آرش (بابک حمیدیان) باید به خارج از کشور برود و قرار میشود دوستان آرش، بابک (سیامکانصاری) و بهنود (جواد عزتی)، کنار او بمانند تا تنها نباشد. در این میان آرش تصمیم میگیرد دکوراسیون داخلی خانه را تغییر بدهد. خانم طراح در اتاقی را باز میکند که گوگو (خرگوش آرش) داخل آن اتاق است و خرگوش فرار میکند. سپس این سه نفر به دنبال گوگو کمی از روزشان را به هدر میدهند. آرش میفهمد که امروز تولد دختر خانم طراح است و هیچکدام از دوستهایش نمیتوانند به جشن تولد او بیایند. برای همین، این سه نفر برای او جشن
برای دفاع از پادشاهی خود در برابر تهاجم ناگهانی، یک ژنرال توانا در کنار یک یتیم جنگی که اکنون بزرگ شده است و رویای شکوه را در سر می پروراند، به میدان جنگ بازمی گردد.