احضار: آخرین مناسک
محققان ماوراءالطبیعه، اد و لورین وارن، آخرین پرونده وحشتناک مربوط به موجودات مرموزی را که باید با آنها روبرو شوند، بر عهده میگیرند.
محققان ماوراءالطبیعه، اد و لورین وارن، آخرین پرونده وحشتناک مربوط به موجودات مرموزی را که باید با آنها روبرو شوند، بر عهده میگیرند.
شائو ما ناشنوا و دخترش مومو، برای همراهی و حمایت متقابل به یکدیگر وابستهاند. موموی کوچک، که نقش «خواهر بزرگ» را دارد، ستون خانواده است — پل ارتباطی بین پدرش و دنیای بیرون، کمککننده در پیدا کردن کار و تأمین معاش او. اما با بزرگتر شدن مومو، او باید در دنیای شنواها جا بیفتد و زندگی جدانشدنیشان در آستانهٔ اختلال قرار میگیرد. درست در همین زمان، یک باند جنایتکار که مخصوص شکار افراد ناشنواست، توجه خود را به شائو ما معطوف میکند. او که به شدت در تلاش برای محافظت از دخترش است، به تدریج و گامبهگام
مانتیس، یک آدمکش حرفهای، پس از مدتی وقفه به صنعت آدمکشی قراردادی بازمیگردد و با دوست کارآموزش جائه-یی و یک قاتل افسانهای بازنشسته به نام دوک-گو که اکنون سازمان را اداره میکند، روبرو میشود.
پاریس، ۱۸۹۴. فَنی کیست؟ زنی که ادعا میکند داوطلبانه در یک تیمارستان مخصوص زنان بستری شده است؟ او در جستوجوی مادرش میان انبوه «دیوانه»های نامگذاریشده، با گروهی از زنان نیرومند و مدرنی روبهرو میشود که بر خلاف انتظارش، قهرمانانی واقعیاند. در این میان، دوستی غیرمنتظرهای نیز با برخی بیماران پیدا میکند. اکنون تیمارستان در حال آمادهسازی برای «جشن دیوانگان» باشکوه و مشهوری است که سیاستمداران، هنرمندان و اشرافزادگان بسیاری در آن شرکت خواهند کرد. این جشن، آخرین امید فَنی برای گریز از دام بست
وقتی مری خود را در مرکز یک رسوایی عمومی میبیند و خانواده با مشکلات مالی روبهرو میشود، همه اعضای خانه با خطر بیآبرویی اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. کراولیها باید تغییر را بپذیرند، در حالی که کارکنان برای فصل تازهای آماده میشوند؛ فصلی که نسل بعدی قرار است رهبری «دانتون ابی» را بهسوی آینده بر عهده بگیرد.
الادیو، نگهبان یک شکارگاه، از شکارچیای کهنهکار رشوهای میگیرد. چند هفته بعد، تمام زندگیاش فرو میپاشد. آنچه در ابتدا فرصتی طلایی به نظر میرسید، به سقوطی هولناک به جهنم بدل میشود، زمانی که الادیو درمییابد بدبختیاش شاید کاملاً تصادفی نبوده است.
کیارش و مارال نوبتی یکدیگر را از پولهای دزدیدهشده میدزدند تا اینکه با پیامد اجتنابناپذیر کارهایشان روبهرو میشوند.
ساسان سرکش، یک ایرانی است که پس از سی سال دوری از وطن، به ایران می آید. در فرودگاه مهرآباد، راننده ای به نام الیاس، را به هتل می برد و فردای آن روز به اتفاق هم راهی زادگاه ساسان، تبریز، می شوند. در بین راه، الیاس پی می برد که ساسان با حالی پریشان قصد خودکشی دارد... ....
مریم زن پولداری است که دو بار ازدواج کرده و شوهرانش مردهاند. جواد که کارش مسافرکشی است بعد از اینکه مریم را به منزلش می رساند مورد حمله ی دو ناشناس قرار گرفته و اتومبیلش نیز دچار خسارت می شود. جواد وقتی واقعه را با دوست صمیمی اش اصغر که کله پزی دارد در میان می گذارد، فصل تازه ای در زندگی اش آغاز می شود. آن دو در می یابند که مسافر شان، مریم زن پول داری است که قبلاً دوبار ازدواج کرده و شوهرانش مرده اند! پس برای خسارت نزد پدر مریم می روند، اما او آنها را به فرد دیگری به نام مقدم پور معرفی می کند ک
سیاوش امین، نوازندهای مشهور است که پدرش را در زمان جنگ از دست داده است. در حالیکه بهدلیل ازدواج دوم مادرش دچار مشکلات عاطفی است، با دختری به نام هدیه آشنا میشود و عاشق او میگردد. در همین هنگام، معلوم میشود پدرش زنده است و از عراق در راه بازگشت به خانه میباشد.
دو مرد به جرم دزدی به زندان میافتند، اما در واقع این اتفاق برایشان خوششانسی است، زیرا پیرمردی پیش از مرگ، نقشهی گنجی به آنها میدهد. پس از آزادی، آن دو در جستجوی گنج برمیآیند، اما در این مسیر با مشکلاتی روبهرو میشوند.
زنی به نام حدیث مسرور هنگام خواندن دفترچههای خاطرات خواهرزادهاش متوجه میشود که او عاشق دختری معتاد شده است. این ماجرا زندگی او را نیز دگرگون میکند.