هفت معکوس
احساس میکنم همیشه توی زندگیم لبه یه پرتگاه وایسادم...دوستدارم بپرم پایین ولی هیچوقت جراتشو نداشتم الانم ندارم...کاش میشد برگردم عقب تا یه چیزایی رو درست کنم ولی افسوس که غیرممکنه
احساس میکنم همیشه توی زندگیم لبه یه پرتگاه وایسادم...دوستدارم بپرم پایین ولی هیچوقت جراتشو نداشتم الانم ندارم...کاش میشد برگردم عقب تا یه چیزایی رو درست کنم ولی افسوس که غیرممکنه
یک روز همسر یک قاتل قراردادی افسانهای به نام “بنگ اوی گنگ” که اکنون بازنشسته شده و همراه با همسرش زندگی آرامی را سپری میکند، به همراه دوست خود به یک سفر جادهای رفته و مسئولیت نگهداری از دختر دوست همسرش “یون جی” به او واگذار میشود. اما با ربوده شدن “یون جی” او مجبور میشود از مهارت های گذشته خود استفاده کند تا او را نجات دهد و …
عبدالسلام (نادر فلاح) که یک مهاجر افغان است، به همراه دخترش مرونا (حسیبا ابراهیمی) در یک کارگاه مشغول کار و زندگی است. عشقی در راه است عشق صابر (ساعد سهیلی) به مرونا، بعد از مدتی که مرونا قصد رفتن از ایران را دارد صابر بالاخره موضوع را با عبدالسلام در میان میگذارد و با مخالفت شدید او مواجه میشود در پایان زمانی که صابر و مرونا در کانتینر کهنه همیشه گی قرار گذاشتند تا چارهای پیدا کنند ناگهان متوجه میشوند که کانتینر در حال پرس شدن است.
يك رزمنده به نام ناصر به همراه سه تن از همرزمانش (احمد- قاسم و محمد) براي عمليات گشت و شناسايي به جبهه اعزام مي شود. ناصر حلقه ي ازدواجش را به عاطفه كه تازه به عقد او در آمده مي دهد و عازم مي شود. در جبهه براي انجام مأموريت ناصر و همرزمانش به وسيله ي يك راهنماي محلي از راه مخفي ادامه مسير مي دهند اما راهنماي محلي توسط عراقي ها كشته مي شود و گروه مجبور مي شود از راه اصلي به شناسايي برود. مأموريت كه انهدام يك پل تداركاتي در مسير يك گذرگاه است، به خوبي انجام مي گيرد، اما قاسم و محمد كه از لباس مبدل
«جان» و«لیز» برای زندگی به شهر لندن مهاجرت میکنند و گارفیلد نیز به همراه آنها عازم این شهر میشود. در این میان یک پیرزن ثروتمند تمام دارایی خود را به گربهاش «پرنس ۱۲» میبخشد. این امر حسادت تنها وارث او «لرد دارگیس» را بر میانگیزد. به همین دلیل «لرد دارگیس» درصدد قتل «پرنس ۱۲» برمیآید و او را در درون رودخانه میاندازد و...
در حالی که جنگ جهانی دوم در جریان است، ماهیتو نوجوان، که توسط مرگ غم انگیز مادرش تسخیر شده است، از توکیو به خانه روستایی آرام نامادری جدیدش ناتسکو، زنی که شباهت زیادی به مادر پسر دارد، نقل مکان می کند. همانطور که او سعی میکند خود را تطبیق دهد، این دنیای عجیب و غریب جدید به دنبال ظهور یک حواصیل خاکستری ماندگار، که ماهیتو را گیج میکند و گیج میکند، عجیبتر میشود.
فیلیپ که بر اثر سقوط با چتر نجات معلول می شود، برای پرستاری از خود مردی به اسم دریس را استخدام میکند. فیلیپ تا قبل از استخدام دریس؛ مردی بداخلاق و غیر قابل تحمل بود اما با حضور دریس که شخصی است که سابقه سرقت و زندان نیز دارد زندگی و شخصیت فیلیپ متحول میشود.
سانی کراکت و «ریکاردو تابز» دو کارآگاه مخفی پلیساند که در فلوریدا کار میکنند. تازه ترین مأموریت آن دو گیر انداختن «مونتویا» یکی از رؤسای قاچاقچیان محلی است. «تابز» و «کراکت» برای نفوذ در تشکیلات «مونتویا» خودشان را قایقرانان سریعی جا می زنند که حاضرند در برابر مبلغی مناسب، محموله های قاچاق را به مقصد برسانند…
زمانی که یک سرباز سابق به نام آتامی کورپی در بیابان لاپلند، مقدار زیادی طلا کشف میکند، تلاش میکند تا آن را با خود به شهر ببرد. اما زمانی که سربازان نازی به رهبری یک افسر بیرحم، طلای او را غارت میکنند، آتامی باید با آنها مبارزه کرده و…
کریشنا مأمور یک آژانس جاسوسی هندی است و ماموریت دارد خبرچینی را پیدا کند که اطلاعات محرمانه دفاعی هندوستان را می فروشد؛ اما او میان عشق و شغل خود که جاسوسی است گرفتار شده است.
شاهزادهای یهودی به نام جودا بنهور، ناجوانمردانه به جرم سوءقصد به جان فرستاده سزار، توسط دوست رومیاش دستگیر و به بردگی و بندگی فرستاده میشود و دیگر اعضای خانوادهاش هم به سیاهچال فرستاده میشوند. او پس از عبور از ماجراهای بسیار به وطن خویش بازمیگردد تا انتقام گیرد و خواهر و مادرش را رهایی بخشد.
زن هنرمندی به نام مهگل که قصد مهاجرت دارد اما موانعی سر راهش قرار می گیرد که مسیر زندگی او را دستخوش تغییر می کند.