یک کریسمسِ کوچیک و شاد
تمام چیزی که کیت و اورت برای کریسمس میخواهند، یک طلاق توافقی و آخرین تعطیلات خانوادگی است، اما شعلههای جدید عشق و احساسات قدیمی، برنامههای آنها را پیچیده میکند.
تمام چیزی که کیت و اورت برای کریسمس میخواهند، یک طلاق توافقی و آخرین تعطیلات خانوادگی است، اما شعلههای جدید عشق و احساسات قدیمی، برنامههای آنها را پیچیده میکند.
«کله بخیه» اولین موجودی بود که توسط پروفسور دیوانه اراسموس «تقریباً زنده» شد. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده است که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و
وقتی پسر الن و پاول در یک بعدازظهر دلپذیر در جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان، دوست دختر جدیدش را معرفی میکند، هیچکس گمان نمیکند که این آغاز پایان این خانواده شاد است. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل، پس از اینکه الن او را در کلاس به خاطر ایدئولوژی رادیکالش مورد انتقاد قرار داد، دانشگاه را ترک کرد.
مایک، یک کارتنخواب بیخانمان در لندن، در تلاش برای تغییر زندگیاش، در چرخهای از خودویرانگری گرفتار شده است. در طول مسیر، او با فرصتهای غیرمنتظرهای برای شروعی تازه روبرو میشود.
۱۹۳۴. کارآگاه خصوصی میراندا گرین در حال بررسی قتلی است که در سفارت بریتانیا در قاهره رخ داده است، جایی که یک سند فوق سری به سرقت رفته و کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر انداخته است. همه کسانی که در این مکان بسته حضور دارند مظنون هستند: عکاس آمریکایی، دانشجوی انگلیسی، بازیگر آمریکایی، نگهبان امنیتی مصری، مترجم سفیر، باغبان مصری و - چرا که نه؟ - خود سفیر. اما چه کسی انتظار داشت که گروه کوچکی از نازیها پشت نقشهای باشند که کاخ باکینگهام و صلح جهانی را به خطر بیندازد؟
کاگامی مارینت را به توکیو میبرد تا به استلارها در شکست دادن یک ابرشرور جدید کمک کند، اما مارینت خیلی زود متوجه میشود که دوستش دلیل دیگری، پنهان و ناگفته، برای این سفر به ژاپن دارد.
نیکلاس و ایزابل برای هم ساخته شدهاند، اما چطور میتوانند از این حقیقت باخبر شوند؟ در حالی که ارواح، سرنوشت و نیروی خالص عشق واقعی آنها را بهسوی یکدیگر میکشند، زندگی نیز در تلاش است تا آنها را از هم جدا کند.
ژان لوک گدار جوان، پس از نوشتن برای مجله کایه دو سینما، به این نتیجه میرسد که فیلم ساختن بهترین نوع نقد فیلم است. او تهیهکننده، ژرژ دو بورگارد، را متقاعد میکند که بودجه یک فیلم بلند کمبودجه را تأمین کند و به همراه فرانسوا تروفو، فیلمساز موج نو، فیلمی درباره یک زوج گانگستر میسازد. نتیجه؟ فیلم «از نفس افتاده»، یکی از اولین فیلمهای بلند دوران موج نوی سینمای فرانسه.
در یک زمان حال دیگر، انسانهای ارتقا یافته ژنتیکی بر جامعه تسلط دارند. لئون و کلوئی، مطرودان، برای عدالت علیه سیاستمداران فاسدی که از نابرابری ژنتیکی سوءاستفاده میکنند، مبارزه میکنند و همه چیز خود را برای به چالش کشیدن سیستم ظالمانه به خطر میاندازند.
پس از مرگ مرموز شوهرش، لاستینی معتقد است که یک موجود تاریک دخترش، آروم، را تسخیر کرده است. تنها پنج روز مانده به تولد سال کبیسه آروم، لاستینی و دو فرزند دیگرش برای کمک گرفتن از شفادهندگان معنوی به سراسر جاوا سفر میکنند. همانطور که چنگال شیطان محکمتر میشود، آنها برای نجات آروم و یافتن راه بازگشت به خانه با زمان میجنگند.
جستجوی وسواسی یک زن برای پیدا کردن خواهر گمشدهاش، او را به دامی از رازهای ترسناک و اعمال یک نیروی شیطانی ناشناس میکشاند.
وقتی جینا در تیراندازی مدرسه کشته میشود، سال همراه با سگ کوچکش، روزی، با کمپر قدیمیشان راهی جاده میشود؛ تلاشی ناامیدانه برای زنده نگه داشتن یاد همسرش از طریق کمک به دیگران و دوباره کشف کردن ریشههای مستیزوی خود.