ابرهیولاها: یاران ابرهیولای بابانوئل
تعدادی از هیولاهای کوچولوی دوست داشتنی در حال درست کردن درخت کریسمس هستند که ناگهان بابانوئل با ورودش اعلام میکند هدایای کریسمس دچار مشکلاتی شده اند و نیاز به کمک هیولاها برای حل این مشکل بزرگ دارد.
تعدادی از هیولاهای کوچولوی دوست داشتنی در حال درست کردن درخت کریسمس هستند که ناگهان بابانوئل با ورودش اعلام میکند هدایای کریسمس دچار مشکلاتی شده اند و نیاز به کمک هیولاها برای حل این مشکل بزرگ دارد.
دختری جوان ساکن شهر شیکاگو تصمیم میگیرد در مسابقه شیرینیپزی که به مناسبت کریسمس برگزار میشود شرکت کند. او در این مسابقه با نامزد شاهزاده آشنا میشود و از آنجایی که ظاهری بسیار شبیه به یکدیگر دارند تصمیم میگیرند تا برای دو روز جای خود را باهم عوض کنند و...
خرسهای عروسکی قرنهاست که علیه دشمن قسم خورده خود، تک شاخها میجنگند، با این وعده که پیروزی، هدف آنها را کامل کرده و عصر جدیدی را آغاز خواهد کرد. در این میان دو برادر به نامهای بلوت و توبی به همراه گروهی از خرسهای عروسکی بیتجربه به یک ماموریت خطرناک برای نجات جنگل جادویی که تکشاخها درآن زندگی میکنند، فرستاده شده و نبردی وحشتناک را آغاز میکنند…
پسری برای خواستگاری از دختر مورد علاقه اش، خود را به دروغ، یک مهندس معرفی می کند. این دروغ در ادامه مشکلاتی را برای او پیش می آورد، چرا که بستگان دختر نیز از خواهران او خوششان آمده و . . .
یک رئیس پاسگاه که در پاسگاهی مرزی کار میکند شروع به زیرسوال بردن وفاداری خود به امپراطوری میکند
پسری که بزرگ نمی شود، سه خواهر و برادر جوان را استخدام می کند تا در یک سفر جادویی به جزیره محصور نورلند او را همراهی کنند.
داستان این فیلم درباره رهبر بی رحم یک گروه عملیاتی خارج از کشور است که نام مستعار خود را از روحی آدم خوار گرفته و در شهری پر از جاسوس، ماموریتی خطرناک را بر عهده می گیرد.
میو ساساکی عاشق همکلاسی خود کنتو هینود است و بارها و بارها سعی میکند با تبدیل شدن به یک گربه، توجه کنتو را جلب کند، اما در مقطعی، مرز بین خودش و گربه مبهم میشود.
پسری به نام والدک است که زندگیاش عمدتا با بازیهای رایانهای پر شده است. اما زمانی که مادر والدک بیمار شده و مسئولیت نگهداری از او به عمه عجیب و غریبش واگذار میشود، همه چیز تغییر میکند. حال والدک که تاکنون با نظم و انضباط بیگانه بوده است، مجبور است اولویتهای خود را تغییر داده و…
خانم توییدی یک مرغ داری را می گرداند که اکثر ساکنانش به زندگی کوتاه و یک نواخت شان، یعنی تخم گذاشتن و سرانجام به غذای اصلی روز یکشنبه ی آدم ها تبدیل شدن، تن داده اند. اما “جینجر” به دنبال زندگی بهتری است و مدت هاست به دنبال راهی برای فرار میگردد…
دختربچه ای که توانایی تبدیل شدن به یک فُک دریایی را دارد، همراه برادرش راهیِ سفری ماجراجویانه می شود، تا دنیای ارواح و دیگر موجودات جادویی مانند خودش را نجات دهد.
آئویی رستوران خانوادگی اش را در بانکوک اداره می کند. او یک روز دعوتنامه ای دریافت می کند که از او می خواهد به تیم آشپزی یکی از معروف ترین سرآشپزهای تایلند بپیوندد و...