درهم تنیده
یک افسر جوان از یک خانواده سرشناس میهن پرست که در پست امور خارجه هند استخدام می شود ، او درگیر یک توطئه می شود ...
یک افسر جوان از یک خانواده سرشناس میهن پرست که در پست امور خارجه هند استخدام می شود ، او درگیر یک توطئه می شود ...
اتان (داگلاس اسمیت)، مرد جوانی که دچار فراموشی شده است، در دنیایی که توسط طبیعت بازپس گرفته شده و توسط موجودات مرموز تسخیر شده است، گم شده است در جستجوی عشق گمشده خود، اما (کیمبرلی-سو موری) در منظره خطرناک حرکت می کند. سفر او زمانی که با Mae (کری-آن ماس)، یک بازمانده سرسخت و عجیب و غریب روبرو می شود، تغییری غیرمنتظره پیدا می کند. اتان و می با هم با تهدیدهای انسانی و غیره روبرو می شوند، قبل از اینکه یک برخورد سرنوشت ساز با کای (فرانک گریلو) رازی را که درست فراتر از حافظه شکسته اتان است، آشکار کند
دو سال پس از اتفاقات فیلم سرنوشت خشمگین به وقوع میپیوندد. مأمور باتجربه لوک هابز تصمیم میگیرد تا با دوست و رقیب قدیمیاش دکارد شاو همکاری کند تا مأموریت یک خلافکار مخوف به نام بریکستون را متوقف کنند. ..
جوزف گوبلز به عنوان وزیر تبلیغات، فیلمها و تصاویری میسازد که برای آمادهسازی آلمانها برای جنگ توتال و هولوکاست استفاده میشوند. وقتی جنگ شکست می خورد، او آخرین صحنه سازی خود را تصور می کند، رادیکال ترین عمل تبلیغاتی که هنوز برای او ممکن است.
ایوان شاو، یک قاتل حرفهای سازمان سیا، که بیش از 20 سال به تنهایی کار کرده، دستورات خود را از طریق بخش طبقهبندی شده در روزنامهها دریافت میکند. در این میان، دختر گمشدهاش، کیسی، که اکنون یک تحلیلگر MI6 در بریتانیا است، به دنبال او میرود تا خبری تکاندهنده را به او بدهد: رئیس سیا سالها پیش مرده و آن بخش نیز مدتهاست تعطیل شده است. اکنون آنها با هم متحد میشوند تا کشف کنند ایوان در این مدت دستورات چه کسی را اجرا میکرده است و…
یکی از اعضای جوخه ویژه ضد تروریسم (SATS) توسط همکاران سابقش برای انجام یک ماموریت مهم به عمل باز می گردد و او را در مسیر برخورد خطرناکی با گذشته خود قرار می دهد.
بهمن ( بهرام رادان) و احد (محسن کیایی ) تولیدی ورشکستهای در پلاسکو دارند و از دست طلبکاران و اهالی پلاسکو فراریاند....
قصه فیلم سوء تفاهم ماجرای یک گروگانگیری است که همه چیز در متن واقعیت پیش میرود اما با گذشت زمان این شبهه پیش میآید که این حادثه بیشتر شبیه یک سوء تفاهم یا توهم است و اما در متن توهم هنوز عناصری از واقعیت به چشم میآید. همزمان با گسترش این ابهام، ماجرای گروگانگیری نیز به پیش میرود و…
رقابت شدید بین دو افسر پلیس، سیآی جایشانکار و افسر پلیس کارتیک، زمانی پیچیده میشود که جسدی در خانه جایشانکار پیدا میشود و او به عنوان مظنون اصلی در یک پرونده قتل قرار میگیرد. تحقیقات این پرونده به دست کارتیک است که این موضوع تنش بیشتری به رابطهی از پیش آسیبدیدهی آنها میافزاید. این تغییرات، فشار روانی و عاطفی را در میان دو شخصیت اصلی فیلم ایجاد کرده و تنشهای درونیشان را بیشتر میکند
شوهر سابق آلیشیا، ویکتور، از زندان آزاد میشود. آلیشیا که مصمم است از خود و پسرشان، مالکوم، محافظت کند، در برابر درخواستهای ویکتور برای آشتی و بازگشت به عنوان یک خانواده مقاومت میکند. اما در یک چرخش وحشتناک، ویکتور آلیشیا را در زیر زمین به دام میاندازد و زنده به گور میکند. آلیشیا با سرکوب وحشت و ترس از خفگی، موفق میشود از قبر خود بیرون بیاید. اکنون که آزاد شده است، با اضطراب به دنبال پسرش میگردد.
یک مامور ICE که با معضلات اخلاقی امنیت مرزی دست و پنجه نرم می کند و یک زن بدون مدرک که برای فرار از یک کارتل ظالم می جنگد، از راه می افتند و برای نجات جان یک دختر بی گناه با هم همکاری می کنند.
دانشآموزانی که در شهر تحصیل میکنند و اینکه چگونه از سیاستهایی که در مؤسسه در حال گسترش است تأثیر میپذیرند