قتل در شهر یلوستون
بردهای سابق که به شهر یلوستون، مونتانا، شهری متروک سابق که اکنون در حال زوال است، میآید و به دنبال مکانی میگردد تا آن را خانه بنامد. در همان روز، یک کاوشگر محلی طلا را کشف می کند - و به قتل می رسد.
بردهای سابق که به شهر یلوستون، مونتانا، شهری متروک سابق که اکنون در حال زوال است، میآید و به دنبال مکانی میگردد تا آن را خانه بنامد. در همان روز، یک کاوشگر محلی طلا را کشف می کند - و به قتل می رسد.
هنگامی که تانگ سانزانگ و شاگردانش به کوهستان شیر شتر میرسند، با روستاییانی مواجه میشوند که توسط شیاطین اسیر شدهاند. تلاش ووکانگ برای نجات آنها به شکست میانجامد و او و ژو باجیه در دامی که توسط سه پادشاه شیطان طراحی شده است، گرفتار میشوند. ووکانگ که از دشمنانشان ناتوان شده است، از بودا کمک میگیرد و ارزش اتحاد و کار گروهی را میآموزد. با کمک برادرانش و یک بودیساتوا، آنها با همکاری یکدیگر روستاییان را نجات داده و سفر خود به سمت غرب را ادامه میدهند، قویتر و متحدتر از همیشه.
پس از مرگ غیرمنتظره پاپ، کاردینال لارنس مأمور مدیریت آیین مخفی و کهن انتخاب پاپ جدید میشود. او که همراه با قدرتمندترین رهبران کلیسای کاتولیک در واتیکان محصور شده تا این فرایند به پایان برسد، خود را در مرکز توطئهای مییابد که ممکن است به سقوط کلیسا منجر شود.
نبرد پیچیدهای بین گروههای مواد مخدر که جایگزین هروئین، متامفتامین و LSD شدهاند، و تعقیب شدید پلیس برای متوقف کردن آنها.
یک رهبر جوان و مغرور باند برای ساختن شهرتی افسانهای، داستان قهرمانی مردی از گذشته را میدزدد؛ اما حقیقتی که کشف میکند، او را وارد مسیری پر از چالش، خیانت و تحول میکند.
۱۸۳ سال پیش از وقایع روایتشده در سهگانه اصلی، حملهای ناگهانی توسط ولف، رهبر قوم دانلندینگ ها حیلهگر و بیرحم که به دنبال انتقام مرگ پدرش است، هلم همرهند و مردمش را مجبور میکند تا آخرین مقاومت جسورانه خود را در دژ باستانی هورنبورگ به نمایش بگذارند. در حالی که اوضاع روز به روز ناامید کننده تر میشود، هرا، دختر هلم، باید اراده خود را برای رهبری مقاومت در برابر دشمنی مرگبار که قصد نابودی کامل آنها را دارد، احضار کند
کای، زن خانهداری که چهل سالگی را پشت سر گذاشته، در میان روزمرگیهای زندگیاش گیر افتاده است. وقتی در یک بازی بسکتبال دخترش، به طور ناخواسته به یک زن سالخورده آسیب میزند، زنجیرهای از اتفاقات از گذشته و حال در هم تنیده میشود و زندگی او را دگرگون میکند. این اولین فیلم بلند کیو یانگ، کارگردانی که با آثار کوتاه خود جایگاه ویژهای در سینما یافته، درامی صمیمی و پرهیجان را به تصویر میکشد. داستان زنی که در میان آشفتگیها، به دنبال راهی برای نجات و تغییر است.
بیل فرلانگ که برای حمایت از خانوادهاش بهعنوان فروشنده زغال کار میکند، رازهای نگرانکنندهای را در صومعه محلی کشف میکند و با حقایقی درباره خودش روبهرو میشود؛ حقایقی که او را مجبور میکند گذشتهاش و سکوت همدستانه یک شهر کوچک ایرلندی تحت سلطه کلیسای کاتولیک را زیر سؤال ببرد.
با برگزاری جشن عروسی خیرآبادیها همه روستا خالی میشود و فقط مش غفور در غسالخانه اش باقی می ماند تا اینکه پسران حاج عابدینی جنازه پدرشان را نزد او می آورند ، غافل از اینکه اتفاقی در انتظار اوست که همه چیز را تغییر میدهد...
تاکاگی که اکنون به یک مربی حرفهای تبدیل شده است، به مدرسهی قدیمیش برمیگردد، جایی که نیوشیکاتا، همکلاسی سابقش که روزگاری هدف شوخیهایش بود، حالا معلم تربیت بدنی شده است. اما هنوز هم همان بازیهای قدیمی ادامه دارد، و رابطهی آنها حالا به شکلی جدید و پر از شوخیهای شیرین و دلنشین شکل میگیرد.
ریکاردو در سال 1994، رویای فیلمساز شدن را کنار گذاشت. او که در بیست و چهار سالگی به نظر میرسید سرنوشت خود را پذیرفته است، زندگی در جامعهای مصرفی و ناشناس. دیگر هیچ امیدی به تبدیل شدن به یک هنرمند نداشت. اما زمانی که رادیو-کانادا با او تماس گرفت و درخواستش را در بین فینالیستهای برنامهی 'La Course' سال 1994-95 انتخاب کرد، شعلهای دوباره در دل او روشن شد. شاید هنوز فرصتی برای دنبال کردن رویایش وجود داشته باشد.