لاک پشت ها پرواز نمی کنند
در نزدیکی مرز ترکیه و ایران سوران پسر سیزده ساله ای است که علاوه بر نصب آنتن سردسته گروهی از بچه های دهکده نیز است. تا اینکه آگرین به همراه برادر خود وارد دهکده می شوند و… ..
در نزدیکی مرز ترکیه و ایران سوران پسر سیزده ساله ای است که علاوه بر نصب آنتن سردسته گروهی از بچه های دهکده نیز است. تا اینکه آگرین به همراه برادر خود وارد دهکده می شوند و… ..
یک پلیس در لسآنجلس متوجه میشود که یک گروه ویژه محلی، رازی را پنهان کرده است؛ رازی که ساکنان محله دوران کودکیاش را در معرض خطر قرار میدهد.
یک کارگردان تئاتر عروسکی که در انجام نمایش هایش ناموفق است، با هر شکست و تحقیر، کوچک و کوچک تر می شود و…
حمید که با پدرش اختلاف دارد همراه با همسرش مریم خانهٔ پدری را ترک میکند و در آپارتمانی اجارهای ساکن میشوند که پیرمرد و پیرزنی بدقلق صاحب آن هستند و مستأجرهای بچه دار را نمیپذیرند. مریم که باردار است تلاش میکند که صاحب خانه و همسایهها از باردار بودن او مطلع نشوند. پیرمرد و پیرزن صاحب خانه درصدد برمی آیند تا مدارکی دال بر باردار بودن مریم پیدا کنند و به همین منظور او و شوهرش را زیر نظر میگیرند. روزی صاحب خانه یکی از مستأجرها را که سه فرزند دارد با حکم قانون وادار به تخلیهٔ آپارتمانش میکند.
این فیلم داستان پیرمردی به نام پاکنهاد را روایت میکند که پسرانش برای تصاحب اموال و داراییهای او، وی را به آسایشگاه سالمندان میفرستند و از جامعه دور نگه میدارند.
«کلوزآپ»، دستاوردهایی همچون نامزدی دریافت جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی و برد جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر در سال 1368 و برد جایزه فدراسیون بین المللی منتقدان فیلم جشنواره فیلم تورین را در کارنامه دارد. حسین سبزیان که شباهت زیادی به محسن مخملباف دارد، خود را با نام او به خانواده آهن خواه دعوت می کند و به بهانه ساخت فیلم به خانه آن ها می رود. در دومین روز ساخت فیلم پدر خانواده به او مشکوک می شود و...
یک دونده با استعداد، همکلاسی مصمم اما بیمهارت خود را آموزش میدهد، غافل از اینکه با این کار رقیبی برای خود میسازد که سالهای آینده او را در مسیر مسابقه به چالش خواهد کشید.
سفری غیرمنتظره به روستا، جشن تولدی در خانه همسایهشان «بورکه» و یک لاکپشت کنجکاو، تابستان پوموکل و فلوریان را پر از ماجراجویی میکند. در این میان، دوستی آنها نیز با چالشهایی روبهرو شده و محک میخورد.
رضوانه باخبر میشود که دخترش، گلبوته، صاحب فرزندی شده است. او به همراه برادرش رحمت، سوار بر مادیان خود راهی روستایی میشود که دخترش در آن زندگی میکند. در طول مسیر، گذشته و زندگی پرفرازونشیب خود را مرور میکند؛ از روزهایی که باران و سیل محصولاتشان را از بین برد و او را با چهار فرزند یتیم در شرایطی سخت و دشوار رها کرد، تا زمانی که دخترش گلبوته تنها به خاطر... ناچار به این ازدواج شد.
فیلم تم جاسوسی و اکشن دارد و ماجرای ورود یک جاسوس به کشور است و اتفاقاتی که حول این محور می افتد
نوجوانی به نام جواد، که پدرش در زندان است، روز عید ماهی قرمزی به دست می آورد و به خانه می برد. مادر او را سرزنش می کند و می خواهد که ماهی را آزاد کند، زیرا معتقد است وقتی پدر در زندان است محبوس کردن ماهی شگون ندارد. جواد، که برای به چنگ آوردن ماهی با یکی از همسن و سال های خود گلاویز شده بوده است، با اکراه ماهی را از خانه می برد. پدر او به خانه باز می گردد. ....
مردی به نام عزیز برای تملک و فروش مایملک پدری خود به کشور بازمیگردد. اما با آتیه دختری که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو میشود. در این میان اتفاقاتی رخ میدهد که غیرقابل پیش بینی است.