بازگشت به مبارزه
جاسوسان سابق CIA، امیلی و مت، پس از فاش شدن هویتهای مخفیشان، دوباره به دنیای جاسوسی کشیده میشوند.
جاسوسان سابق CIA، امیلی و مت، پس از فاش شدن هویتهای مخفیشان، دوباره به دنیای جاسوسی کشیده میشوند.
بعد از اینکه عمه مارج وارد خانهٔ خالهٔ هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا میکند و هری ناخواسته باعث اتفاق ناخوشآیندی میشود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا میرود. هری از خانه فرار میکند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو میشود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او میفهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان آزکابان فرار کرده و اکنون به دنبال اوست. به همین دلیل هاگوارتز برای او حکم اخراج نمیفرسد تا هری در ها
آندری دولژنکو نافرمانی خود را از نظام شوروی نشان میدهد، اما این نظام تلاش میکند با استفاده از روشهای ممنوعه روانپزشکی تنبیهی او را درهم بشکند. آیا این نظام موفق به شکست او خواهد شد؟
در آیندهای دور، در آمریکا، کتاب مقدس (انجیل) غیرقانونی اعلام شده است و خطر در هر گوشهای کمین کرده است. رهبری که تمایلی به این کار ندارد، سرپرستی گروهی هفت نفره از مسیحیان را بر عهده میگیرد تا کتابهای مقدس را به کلیساهای مخفی قاچاق کنند.
زمانی که یک مربی باشگاه در یکی از باشگاههای مجلل دهلی به قتل میرسد، یک کارآگاه زیرک پرده از رازهای تاریک اعضای فوقثروتمند آنجا برمیدارد تا قاتل را پیدا کند.
یک معلم مدرسه پس از کشف اطلاعات نگرانکنندهای درباره یکی از دانشآموزان در معرض خطر، خاطرات دردناک کودکی خود را دوباره تجربه میکند.
در تلاش برای دستیابی به رؤیای همیشگیاش برای نویسنده شدن، یومی گام جسورانهای برمیدارد و شغل خود را ترک میکند تا بر آمادهسازی برای یک مسابقه رماننویسی تمرکز کند. از سلول برنامهریز که با دقت برنامه زمانی نوشتن را تنظیم میکند، تا سلول نویسنده که بیوقفه در جستجوی الهام است، و سلول خسیس که مراقب بودجه است، هر سلول با تمام توانش برای حمایت از یومی و آرزوهایش تلاش میکند. اما وقتی نگرانیها درباره آینده افزایش مییابند، سلول اضطراب بزرگتر و سایهافکنتر میشود و اراده یومی را زیر سؤال میبرد.
اینها سالهای جنگ جهانی اول است و دکتر استفانو زورزی روزهای خود را در درمانگاه معافیت در یکی از شهرهای بزرگ شمال ایتالیا میگذراند، جایی که نه تنها از سربازانی که از کشتار جبهه بازمیگردند مراقبت میکند، بلکه با شبیهسازی و خودآزاری کسانی که امیدوارند معاف شوند، مبارزه میکند و آنها را به دادگاه نظامی میفرستد. اگرچه استفانو تمام تلاش خود را برای درمان سربازان و بازگرداندن آنها به جبهه میکند، دکتر جولیویو فارادیو آنها را بیمار میکند یا به آنها کمک میکند تا خود را بهاندازه کافی زخمی کنند
این اثر به چالشهایی که جهان با آنها روبهرو است میپردازد و از فیلم کوتاه نمادین "اسکله" ساخته کریس مارکر در سال ۱۹۶۲ الهام گرفته است؛ داستانی درباره یک مسافر زمان که زندگی خود را به خطر میاندازد تا مسیر تاریخ را تغییر داده و آینده بشریت را نجات دهد.
در مورد دو مبلغ مذهبی جوان است که برای تبلیغ دین خود، به اشتباه به خانه فردی خطرناک و شیطانی به نام آقای رید میروند حال این دو نفر در یک بازی مرگبار گرفتار شده که آنها را مجبور به اثبات ایمانشان میکند و…
یوگنی آنگین زندگی پرشکوهی دارد: بالماسکهها، مهمانیها، افتتاحیههای تئاتر و دیگر سرگرمیهای بیمایهای که پایتخت برای یک جوان فراهم میکند. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده، بنابراین خبر بیماری عمویش که در روستا زندگی میکند را فرصتی برای فرار میبیند. با این حال، وقتی به ملک عمویش میرسد، از مرگ او باخبر میشود؛ مرگی که چندان یوگنی را ناراحت نمیکند. وضعیت مالی او بسیار نابسامان است و عمویش ثروتمند بوده و وارث دیگری ندارد.
ایوا، یک افسر زندان ایدهآلیست، با معضل بزرگی در زندگیاش روبرو میشود وقتی که یک مرد جوان از گذشتهاش به زندانی که او در آن کار میکند منتقل میشود. بدون آنکه رازش را فاش کند، ایوا از مسئولان میخواهد که به بخش این جوان منتقل شود – بخش سختترین و خشنترین قسمت زندان. اینجا است که یک تریلر روانشناختی نگرانکننده آغاز میشود، جایی که حس عدالت ایوا نه تنها اخلاق و وجدان او را به چالش میکشد، بلکه آیندهاش را نیز در معرض خطر قرار میدهد.