تسخیر شیطان دابه
خانه یک خانواده در ترکیه توسط ارواح شیطانی تسخیر میشود که قصد دارند انسانها را بکشند.
خانه یک خانواده در ترکیه توسط ارواح شیطانی تسخیر میشود که قصد دارند انسانها را بکشند.
در حالی که کوبرا برای عروسیاش آماده میشود، توسط موجودات ناشناخته تسخیر میشود. برای درمان کوبرا، یک روانپزشک به نام ابرو وارد میشود. ابرو همچنین دوست قدیمی کوبرا است. ابرو تصمیم میگیرد با یک جنگیر همکاری کند تا کوبرا را نجات دهد. اما زمانی که اوضاع به نظر خوب میآمد، همه چیز به طور وحشتناکی به هم میریزد.
جلال، نویسندهای حدوداً ۳۰ ساله در یک مجله است. پس از بروز اختلاف با دوست دخترش، از آپارتمانشان بیرون میشود. او به دنبال جایی برای ماندن میگردد و در این جستجو، به خانهای قدیمی و مخروبه میرسد که یک اتاق برای اجاره دارد. هنگام بازدید از اتاق، از وضعیت بههمریخته آن بیزار میشود. اما در حالی که قصد ترک خانه را دارد، دختری را میبیند که در همسایگی آنجا زندگی میکند... نظرش تغییر میکند و اتاق را اجاره میکند، بیآنکه بداند اتفاقات عجیبی در این خانه در انتظار اوست.
یک گروه از دوستان به دلیل رفتار نادرستشان نسبت به یک مار کوچک، به طور جداگانه توسط نیروهای ماوراءالطبیعه تسخیر میشوند.
بیست و پنج سال پس از فروپاشی محیطزیست که زمین را غیرقابل سکونت کرده است، مادر، پدر و پسر در پناهگاه مجلل خود محبوس شدهاند، جایی که تلاش میکنند با چنگ زدن به آداب روزمره زندگی، امید و حس عادی بودن را حفظ کنند—تا اینکه ورود یک غریبه، دختر، روال خوشحالکننده آنها را بر هم میزند. با افزایش تنشها، وجود ظاهراً ایدهآلشان شروع به فروپاشی میکند.
تعطیلات یک خانواده به مقصدی دورافتاده مسیر غیرمنتظرهای به خود میگیرد زمانی که متوجه میشوند جزیرهای که در آن هستند، توسط یک قاتل سریالی مسکون است.
جونگ-یون با غریبهای به نام جون-وو روبرو میشود که به او میگوید تا شش ساعت دیگر خواهد مرد. او که به دنبال پاسخ است، تصمیم میگیرد او را دنبال کند، اما کمکم از خود میپرسد آیا این مرد ناجی اوست یا کسی که قصد دارد او را به خطر بیندازد.
داستان درباره اولیویا و دوستانش است که به تعطیلات میروند. پس از اینکه اولیویا در وان حمام خود با مچ دست بریده نزدیک به غرق شدن پیدا میشود، آن هم پس از مراسم خاکسپاری نامزدش، دوستانش گمان میکنند که او قصد خودکشی داشته است، اما اولیویا باور دارد که کسی به او حمله کرده است.
یک حماسهی جنایی پرهیجان که زندگی یک واحد نخبه از اداره کلانتر لسآنجلس و ماهرترین گروه سارقین بانک در ایالت را دنبال میکند، در حالی که این قانونشکنان سرقتی بهظاهر غیرممکن از بانک فدرال رزرو را برنامهریزی میکنند.
داستان یک پناهنده از قزاقستان که در بهار ۲۰۲۲ صدها اوکراینی را در بوچا و سایر شهرها و مناطق اشغالشده توسط نیروهای روسیه نجات داد.
بزرگ نیک دوباره در تعقیب در اروپا است و به دانی نزدیک میشود، کسی که در دنیای خیانتبار دزدان الماس و مافیا پانتر معروف گرفتار شده است، در حالی که آنها نقشه یک سرقت بزرگ از بزرگترین بورس الماس جهان را میکشند.
دایناسور کوچکی به نام دیپلودوکوس رویای ماجراجویی بزرگ را در سر میپروراند. متأسفانه، والدین بیش از حد محافظهکارش اجازه نمیدهند که او به دنیای زیبا اما خطرناکی که در آن سوی دیوار ساختهشده برای محافظت از خانهشان در جنگل قرار دارد، قدم بگذارد. دیپلو هنوز نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تِد، هنرمندی که رویای موفقیت را در سر دارد، خلق شده است.