مامان بزرگ ها
پس از از دست دادن مادر عزیزش، مردی همه چیز را به خطر میاندازد تا به افتخار او یک رستوران ایتالیایی راهاندازی کند؛ جایی که آشپزهای آن نُنّاها — یعنی مادربزرگهای واقعی — هستند.
پس از از دست دادن مادر عزیزش، مردی همه چیز را به خطر میاندازد تا به افتخار او یک رستوران ایتالیایی راهاندازی کند؛ جایی که آشپزهای آن نُنّاها — یعنی مادربزرگهای واقعی — هستند.
گروهی از تبعیدیان برای نجات بشریت سفری دشوار و مخاطره آمیز را آغاز می کنند. آنها تلاش می کنند تا امپراتوری کهکشانی را در برابر نابودی و جنگ محافظت کنند و آینده را تغییر دهند و...
مردی آشفته در یک خانه سالمندان شروع به کار میکند و متوجه میشود که ساکنان و سرایداران آنجا اسرار شومی را در دل دارند. او در حالی که ساختمان و طبقه چهارم ممنوعه آن را بررسی میکند، شروع به کشف ارتباطاتی با گذشته خود و نحوه تربیتش به عنوان یک فرزندخوانده میکند.
در پسزمینهای پرجنبوجوش و الهامگرفته از دهه ۱۹۶۰ با حالوهوای آیندهنگرانه، نخستین خانواده مارول ناچارند میان نقششان بهعنوان قهرمان و پیوند نیرومند خانوادگیشان تعادل برقرار کنند؛ آن هم در حالیکه باید از زمین در برابر خدایی فضایی و حریص به نام گالاکتوس و قاصد رازآلودش، سیلور سورفر، دفاع کنند.
جادوگری کینهتوز به نام «آسا واژدا» همراه با خدمتکار اهریمنیاش «ایگور یاویچ» از قبر بازمیگردند و کارزار خونینی را برای تسخیر بدن نوادهی زیباروی او که شباهت بسیاری به خودش دارد ـ «کاتیا» ـ آغاز میکنند. تنها یک پزشک خوشچهره با کمک اعضای خانوادهاش در برابرشان سد میشود.
جیمی برای یافتن پاسخ به قتل همسرش به زادگاهش بازمیگردد؛ قتلی که پس از دریافت بستهای عجیب رخ داد ـ بستهای که درون آن عروسکی خیمهشببازی به نام «بیلی» بود و احتمالاً با افسانهی خیمهشبباز «مری شا» ارتباط دارد. جیمی که مصمم به کشف حقیقت است، به شهر «ریونز فِر» میرود؛ جایی که شا در آن اجرا میکرد و همانجا نیز به خاک سپرده شده است. اما آنچه در انتظار جیمی است، فراتر از چیزیست که تصور میکرد.
پنج سال پس از آنکه یک نقص نامشخص در شب افتتاحیهی تور خانهی وحشت هالووین باعث مرگ ۱۵ نفر از بازدیدکنندگان و کارکنان شد، یک گروه مستندساز به محل حادثه بازمیگردند تا دریابند واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
گروهی از بازماندگان پس از اینکه دنیا توسط زامبیهای گوشتخوار و مهاجم تسخیر میشود، به یک مرکز خرید پناه میبرند.
وقتی پنج دوست بهطور ناخواسته باعث یک تصادف مرگبار میشوند، نقش خود را پنهان کرده و عهد میبندند که آن را مخفی نگه دارند تا با پیامدهایش روبهرو نشوند. یک سال بعد، گذشتهشان دوباره بازمیگردد تا آنها را تعقیب کند و مجبور میشوند با حقیقتی هولناک روبهرو شوند: کسی میداند تابستان گذشته چه کردهاند… و عزمش را جزم کرده تا انتقام بگیرد.
جاستین و دوستانش ماجراهای بسیاری را پشت سر می گذارند و از طریق آنها
در پهنهی وسیع پارک ملی یوسیمیتی، مرگ یک زن، یک مأمور فدرال را به سرزمینی بیقانون میکشاند - جایی که طبیعت از هیچ قانونی جز قانون خودش پیروی نمیکند.
دختر جدیدی به نام ترینیتی به خانهای در آنسوی خیابانِ همسایهی مرموز، آقای پیترسون، نقلمکان میکند. او همراه نیکی و دوستان کمدلترشان، وارد مأموریتهای پنهانی و ترسناکی میشود تا پرده از رازهای وحشتناکی بردارند که در زیرزمین خانهی مخوف پیترسون پنهان شدهاند.