پارتی
روزنامه نگار جوانی بر اثر چاپ مطلبی در نشریه خود به زندان می افتد و این امر موجب می شود که دوستان نزدیکش به تکاپو برای آزاد کردن او بیافتند…
روزنامه نگار جوانی بر اثر چاپ مطلبی در نشریه خود به زندان می افتد و این امر موجب می شود که دوستان نزدیکش به تکاپو برای آزاد کردن او بیافتند…
در نمای آخر فیلمی که در یکی از روستاهای شمال کشور فیلمبرداری میشود، قرار است مرگ پیرمردی که شخصیت اول فیلم است، همراه با پایین آمدن یک فرشته از بالای درخت فیلمبرداری شود. برخلاف دیگر فصلهای فیلم که در هوایی ابری فیلمبرداری شدهاند، این صحنه باید در هوایی آفتابی گرفته شود. گروه آماده فیلمبرداری است، اما...
یک کارگردان (فریبرز عرب نیا) و همسرش (نیکی کریمی)، میخواهند پروژه ناتمام علی حاتمی که زندگی غلامرضا تختی بود را به اتمام برسانند. آن دو تحقیقاتی میکنند تا بفهمند که علت اصلی مرگ تختی چه بودهاست.
میران بعد از ده سال حبس به خاطر قاچاق مواد مخدر آزاد میشود، او تصمیم دارد از مأمور دستگیری خود سرهنگ عاطفی انتقام بگیرد به همین دلیل با طرح نقشهای و با کمک زنی از اعضای باند خود بعد از طرح دوستی با فرنگیس دختر سرهنگ عاطفی، مقداری مواد مخدر در کیف او جاسازی میکنند و او را به پلیس معرفی میکنند. فرنگیس دستگیر میشود.
مریم یک دختر شش ساله است که خانوادهاش را در جنگ از دست داده و در پرورشگاه زندگی میکند. او به فرشته (افسانه بایگان) که بچهاش را از دست داده و در ساختمان روبهروی پرورشگاه اقامت دارد، علاقه دارد اما نسرین و همسرش میخواهند وی را به فرزندخواندگی قبول کنند، مریم هم برای رسیدن به فرشته تمام تلاشش را میکند تا آن را بدست آورد.
مردی روزنامهنگار برای دیدار تنها فرزندش سیاوش، از آمریکا به آلمان میرود درآنجا در میابد که پسرش با همسرش اختلاف دارد.
اعضای یک گروه شبه نظامی به نام افعی به سرپرستی فردی به نام بکتاش شش نفر را که قصد دارند به شکل غیرقانونی از مرز خارج شوند گرفتار می سازند...
اصلان (فرامرز قریبیان) و ماهمنیر (مهناز انصاریان) به خاطر ناسازگاری با یکدیگر از هم جدا میشوند. باربد (سام محمدپور) پسری ۱۱ ساله است که نمیتواند تنهایی خود و مسائل خانوادگیاش را حل کند، بیتوجهی پدر و مادرش مزید بر علت شدهاست. او تنها در دفترچه خود خاطرات و مسائل روزمرهاش را مینویسد.
اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر، مردی به نام غلام را یک روز پس از آزادی اش از زندان به قتل میرسانند.
در شهری مرزی در مکزیک که از بیتوجهی، فساد و خشونت رنج میبرد، معلمی ناامید روش تازه و غیرمعمولی را امتحان میکند تا بیتفاوتی شاگردانش را درهم بشکند و کنجکاوی، استعداد و شاید حتی نبوغ آنها را بیدار کند.
زندگی هنک، معلم علوم، وقتی با عشق اولش دوباره ارتباط برقرار میکند و به این شک میکند که یکی از دانشآموزان جدید ممکن است دخترش باشد، تغییر میکند - در حالی که شهرشان با تهدید موجودات فضایی روبروست.
داستان فیلم درباره تلفنهای مشکوکی است که در شهری نامعلوم به شهروندان میشود و شهروندان به وسیله تلفن از سوی شخص یا اشخاص ناشناس به مرگ تهدید میشوند.