مقر سیاه
گروهی از افسران مستقر در یک مخفیگاه فوق سری باید برای جان خود با “هچت” یک زندانی درجه بالای تروریست و باهوش، مبارزه کنند
گروهی از افسران مستقر در یک مخفیگاه فوق سری باید برای جان خود با “هچت” یک زندانی درجه بالای تروریست و باهوش، مبارزه کنند
براساس داستانی واقعی، یک کارآگاه پلیس به نام بابی پس از یک فروپاشی و تنزل رتبه، فرصتی دوباره برای رستگاری پیدا میکند. حال او باید مخفیانه به یک گروه جنایتکار بیرحم نفوذ کرده و آنها را نابود کند. اما همانطور که بابی به اعماق این گروه جنایتکار نفوذ میکند، در نقش خود گم شده و متوجه میشود بهای رسیدن به رستگاری بیشتر از توان او میباشد و…
اردلان جوانی از طبقه ی کارگری، در اوج بحران های مالی و عاطفی با غریبه ای مرموز آشنا شده و در وضعیّت پیچیده ای قرار می گیرد.
یک نویسنده کوشا در تعطیلاتش در یک تفریحگاه با یک زن غریبه آشنا می شود و بسیار زود به راز های تاریکی در خارج از این تفریحگاه پی می برد.
راشل و آنتونی پس از حادثهای دردناک که جان یکی از فرزندان دوقلویشان را گرفت، به همراه پسر بازمانده خود به نقطهای دور افتاده در کشور فنلاند نقل مکان میکنند. اما زمانی که راشل متوجه حقیقتی عذابآور درباره پسرش میشود، باید با نیروهایی شرور که میخواهند پسرش را تحت کنترل خود درآورند، مقابله کند.
هاریش مدهاو یک پلیس ساده و نیشانت یک استاد کالج درگیر جنایتی می شوند و یکی باید برای صداقت خود بجنگد و دیگری باید برای عدالت بجنگد.
تارا مارکوو دختری عجیب و قدرتمند می باشد که قدرت های بسیاری در دست دارد ، او می تواند زمین و تمام سنگ ها را کنترل کند . این قدرت به او این اجازه را می دهد که به عنوان یکی از اعضای جدید گروه تایتانهای نوجوان وارد شود اما رازهای بسیاری حول این شخصیت و اهداف او وجود دارد.
مردی جوان به نام چارلز و زنی به نام الین وقتی مجبور میشوند برای یافتن رباتهای مشابه خود با هم متحد شوند، انسانیت را میآموزند و…
رعنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر میباشند. آنها به علت نشست زمین مجبور میشوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانهای اسبابکشی میکنند که پیشتر زنی بدنام به نام «آهو» در آن ساکن بودهاست. ابتدا همه چیز خوب پیش میرود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم میشود...
افسر پلیس «جان مکلین» برای استقبال همسرش به فرودگاه میرود، ولی در آنجا متوجه میشود که یک گروه تروریستی در پی اشغال فرودگاه و هواپیما ربایی هستند. او با آنها درگیر شده و سرانجام با کمک پلیس موفق به خنثی ساختن عملیات آنها میشود.
خواهر کوچک پسری به نام اریک، رز به صورت ناگهانی ناپدید میشود. اما زمانی که رز پیدا میشود، تنها اریک نیروی شیطانی را که به جای او بازگشته است، تشخیص میدهد و…
در سال ۱۹۷۱ در جریان جنگ هند و پاکستان دختری بیست ساله به نام سهمت (آلیا بات) به در خواست پدرش تصمیم میگیرد کالج را رها کرده و...