عاشقی برای کریسمس
یک وارث جوان به نام سیرا بلمونت که به تازگی نامزد کرده است، در حین ورزش اسکی دچار سانحه شده و از یک صخره سقوط میکند. حال او که حافظه خود را از دست داده، توسط یک پدر جوان نجات پیدا میکند و…
یک وارث جوان به نام سیرا بلمونت که به تازگی نامزد کرده است، در حین ورزش اسکی دچار سانحه شده و از یک صخره سقوط میکند. حال او که حافظه خود را از دست داده، توسط یک پدر جوان نجات پیدا میکند و…
رافا که شیفته سرعت و مسابقات می باشد, پس از اینکه مادر فرزندش با قاچاقچی ها درگیر می شود؛ ناچار می شود برای نجات او اقدام کند.
رجب و نامزدش بلور در پی رسیدن به رویای بازیگری از ده خود به تهران آمده اند و سیاهی لشکر شده اند. اما خانواده شان از این موضوع بی اطلاع اند و قصد می کنند به دیدنشان بیایند.
وقتی “مرد یخی” که ناامیدانه تلاش میکند همسر در حال مرگ خود را نجات دهد، ”باربارا گوردن” را برای اهدای عضو میرباید، ”بتمن” و “رابین” باید پیش از انجام عمل او را متوقف سازند …
هاردی به دلیل مشکلات روانی که در کارخانه بوق سازی پیدا کرده است به دستور پزشک همراه با لورل به قایقی در کنار دریا می رود تا اعصابم آرامش پیدا کند اما…
نویسنده ای به نام مهیار که ده سال سابقه نویسندگی دارد کار خود را رها می کند و تصمیم میگیرد وارد عرصه تجارت شود و طولی نمی کشد که …
داستان یک خانواده را روایت می کند که وقوع یک حادثه موجب دگرگونی روابطشان شده و سرنوشت مسیر متفاوتی برایش رقم می زن
جون در گذشته یک آدمکش افسانهای بوده که به نوشتن کمیکبوک روی آورده است. اما با چاپ شدن کتابش به صورت آنلاین، به دردسر میافتد و ...
فرشید که به سن ازدواج رسیده دائما با برادرش مقایسه شده و از سوی خانواده سرکوفت می خورد. وی به صورت اتفاقی دختر هم محله ای سابقش را دیده و عاشق او می شود و از والدینش می خواهد به خواستگاری او بروند. اما آنها معتقدند چون پسرشان کاری ندارد، پس نمی تواند ازدواج کند…
داستان یکی از بزرگترین شمشیرباز و نگهبان سلطنتی چوسون ، Tae-yul (جانگ هیوک) را روایت می کند که در نتیجه درگیری بین سلسله های Qing و Ming مجبور به پنهان شدن می شود اما در عین حال از زندگی جدید خود در انزوا خوشحال است. . بزرگترین شمشیرباز جوزون پس از کور شدن در کودتا علیه پادشاه ، دور از عذاب شهر خود مخفی می شود. اما هنگامی که قاچاقچیان دخترش را می دزدند ، او چاره ای ندارد جز اینکه یکبار دیگر شمشیر خود را براند.
بعد از اخراج از شغل ویراستاری در روزنامه، به دلیل نوشتن از یکی از سیاستمداران مشهور به نام وارهان (S.K. Vardhan)، وینود کومار (Vinod Kumar) به محله ای فقیر نشین تغییر مکان می دهد و .....