افسانه دورگاماتی
یک کارمند اداری برای بازجویی در حانه ی تسخیر شده توسط ارواح زندانی است. او توسط ارواح تسخیر می شود و اتفاقات غیرمنتظره را رقم میزند و …
یک کارمند اداری برای بازجویی در حانه ی تسخیر شده توسط ارواح زندانی است. او توسط ارواح تسخیر می شود و اتفاقات غیرمنتظره را رقم میزند و …
: پینوکیوی جوان برای دیدن جهان اطرافش از دست خالق نابغه خود ژپتو به همراه با اسب تیبالت فرار میکنند و به یک سیرک مسافرتی می روند که توسط یک قاتل اداره می شود…
ارژنگ و رویا بالاخره پس از سالها با یکدیگر ازدواج کرده اند و در حال رانندگی برای رسیدن به محل برگزاری مراسم ازدواجشان در شمال می باشند. آنها در طول مسیر خاطرات گذشته خود را مرور می کنند اما…
بيماری مسری مرموزی دنيا را تهديد میکند. روان پزشکی اهل واشينگتن به نام «کارول بنل» ريشه این بيماری را در...
آرشام سرکیسیان نقاش ایرانی و مسیحی مقیم خارج از کشور که بیست سال پیش و بعد از مرگ مادرش، با فروش همه چیز از جمله تابلوهای مادرش، مجموعهای از شمایل قدیسین مسیحی، مهاجرت کرده برای جمعآوری این تابلوها به ایران بازمیگردد و باخبر شهادت دوستش استیو که جانباز شیمیایی بوده مواجه میشود...
وارث نیمی از میراث یاکوزا اتحادی با یک غریبه که معتقد است شمشیر باستانی دو سرنوشت آنها را به هم متصل می کند، ایجاد کند. اکنون او قصد دارد نبردی را برای بدست آوردن نیم دیگر میراث یاکوزا ترتیب ببیند.
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسند. مجید به همراه دستهای از دوستان خودش به جبهه میروند. هدف هر کدام از افراد گروه به نوبه خود بامزه و با توجه به زمانی که فیلم داستان خودش را روایت میکند
والدین فرانک و تونی به طرز ناگهانی در شب کریسمس ربوده می شوند. آنها در تلاش برای پیدا کردن والدین خود، درگیر اتفاقات شوم می شوند و ...
سال 1958. «مایکل کورلئونه» (پاچینو) درگیر سرو سامان بخشیدن به امپراتوری ای است که از پدرش، «دون ویتو» (براندو) به ارث برده است. داستان به طور موازی زندگی «مایکل کورلئونه» قبل از انقلاب کوبا و زندگی «ویتو کورلئونهٔ» جوان، مهاجرت او از سیسیل به آمریکا و چگو
ریکی بی پروا با خرید و فروش سلاح های غیرقانونی در سرتاسر منطقه سه ایالتی پول زیادی به دست می آورد و دوست دارد آن را به رخ بکشد. کلیف، فروشنده دوره گرد، همان منطقه ای را پوشش می دهد که ریکی با اسلحه از آن عبور می کند. کلیف که ناامید از یافتن تسکین مالی برای خانوادهاش است، موافقت میکند تا با ریکی شریک شود تا برای یک رئیس کارتل آمریکایی جان، مواد مخدر و اسلحه بین ایالتی تحویل دهد. وقتی یک تبادل ساده پس از اینکه ریکی همه را در یک قلمرو می کشد، تبدیل به یک حمام خون می شود، این زوج در یک موقعیت زودپ
در لوئیزویل، کنتاکی، آرایشگر شارون استیونز تودهها را گرد هم میآورد تا به پدر بیوه، اد اشمیت، کمک کند تا دختر 5 سالهاش میشل را که به شدت بیمار است، پس از اینکه جامعهشان توسط یک طوفان برفی بزرگ ناشی از موج سرمای آمریکای شمالی در سال 1994 ضربه خورده است.
مردی به نام ماریو در یک دفتر مربوط به اشیاء گمشده مشغول به کار میباشد. یک روز او با چمدانی که از انتهای یک رودخانه یافت شده، روبرو میشود که حاوی بقایای یک انسان است. حال ماریو تصمیم میگیرد درباره این موضوع تحقیق کرده تا حقیقت را آشکار کند اما…