پسری که می خواست خرس باشد
داستان کودکی را روایت میکند که توسط خرس ها دزدیده می شود و او رابه عنوان فرزند خود تربیت می کنند. والدین انسانی او با ناامیدی خرس ها را شکار می کنند و …
داستان کودکی را روایت میکند که توسط خرس ها دزدیده می شود و او رابه عنوان فرزند خود تربیت می کنند. والدین انسانی او با ناامیدی خرس ها را شکار می کنند و …
در سیاره ای ناشناخته گربه ای که با باقیه اهالی متفاوت است سعی می کند به شکلی متفاوت زندکی کند ولی...
پس از شکست تانوس و بازگرداندن شرایط به حالت عادی، اسکات لنگ زندگی آرام و خوش و خرمی را تجربه میکند. این آرامش پس از شیطنتهای کیسی، دختر اسکات که سعی دارد تا جا پای پدرش بگذارد، به آشوب کشیده میشود.
زنی شصت ساله که در اولین مراحل بیماری آلزایمر به سر می برد، با ثبت نام کردن در یک کلاس شعر سرایی دوباره روحیه اش را به دست می آورد…
همانطور که لرد ولدمورت کنترل خود را بر هر دو دنیای ماگل و جادوگر محکم می کند، هاگوارتز دیگر یک پناهگاه امن نیست. هری مشکوک است که خطرات حتی ممکن است در داخل قلعه وجود داشته باشد، اما دامبلدور بیشتر در نظر دارد که او را برای نبرد نهایی آماده کند. آنها با هم کار می کنند تا کلید باز کردن قفل دفاعی ولدمورت را پیدا کنند و برای این منظور دامبلدور دوست و همکار قدیمی خود هوراس اسلاگهورن را که به اعتقاد او اطلاعات مهمی در اختیار دارد، استخدام می کند. حتی با نزدیک شدن به رویارویی سرنوشت ساز، عاشقانه برای
در مورد زنی جوان به نام چری است که به اصرار رئیسش با یکی از مشتریان خود به نام ایتان ملاقات میکند. در ابتدا همه چیز عالی به نظر میرسد اما زمانی که چری با ایتان تنها میشود، او ماهیت واقعی و خشن خود را آشکار کرده و تلاش میکند تا چری را بکشد. حال چری باید برای حفظ جان خود از چنگال ایتان فرار کند اما…
نگاهی طنزآمیز به مقوله وحشت و بعضا لذت در سال 2021، با استفاده از تصاویر آرشیوی و اظهارات شخصیت های ساختگی.
تغییرات آب و هوایی کنترل نشده و افسارگسیخته که در آینده نزدیک اتفاق میافتد، باعث افزایش فاجعهآمیز دما شده است. در این میان یک جوخه از سربازان در یک پایگاه نظامی متروکه به عنوان آخرین سنگر ایستادهاند و از سرزمین خود در برابر تهاجم دشمنی که هرگز ندیدهاند، دفاع میکنند. اما...
بروس بنر، یک محقق ژنتیک با گذشتهای غم انگیز، بخاطر یک بیماری هر موقع که خشمگین میشود به غول سبز بزرگ خشمگین تبدیل میشود.
جاکوب پسر مهربان و خوش قلبی است. پدرش کفاش است و مادرش در بازار شهر میوه و سبزی میفروشد. او هم در کارهای پدر و مادرش به آنها کمک میکند. یک روز که او به بازار میرود تا به مادرش سر بزند، از ماموران پادشاه میشنود که پرنسس گرتا ناپدید شده است و برای پیدا کردنش به کمک مردم احتیاج دارند. در همین لحظه یک پیرزن زشت و عجیب به مغازهی مادر جاکوب میرود.اما...
چارلی پس از آشنایی با یک دختر نابینا، شاخه گلی از او دریافت میکند و عاشق او میشود. این عشق باعث میشود تا «چارلی» دست به هر کاری بزند تا هزینه درمان چشمهای دختر را فراهم کند و...