ریکاردوس بودن
این فیلم لوسی و دسی را دنبال میکند که با بحرانی روبرو میشوند که میتواند به زندگی حرفهایشان پایان دهد و بحران دیگری که میتواند به ازدواجشان پایان دهد.
این فیلم لوسی و دسی را دنبال میکند که با بحرانی روبرو میشوند که میتواند به زندگی حرفهایشان پایان دهد و بحران دیگری که میتواند به ازدواجشان پایان دهد.
رباب نامزد پسرعموی خود، کامل است. پدر رباب، علی ویس، صیاد مروارید است و به بیماری تنگی نفس دچار است. مادر کامل از خانواده عروس خواستهاست که دخترشان را با جهیزیه خانه داماد بفرستند. علی ویس به منظور تهیه جهیزیه برای صید صدف و یافتن مروارید تلاش میکند، فرزند او خادم نیز به دور از چشم پدر به کمک دوستش خدر به صید میرود تا جهیزیه خواهر را فراهم کند.
یک مجری قانون باید همه چیز را فدا کند تا دختر جوانی را که با او دوست شده از دست رئیس قاتلش که در قاچاق سایبری دست دارد، نجات دهد…
یک وکیل هیئت منصفه قاضی و جلاد می شود و به دنبال باندی می رود که توسط پسر وزیر رهبری می شود که زنان را با فیلم هایی از آنها تهدید می کند.
امروز آخرین روز زندگی جیمی است. آلزایمر او در حال بدتر شدن است، بنابراین او تصمیم میگیرد که زندگی خود را با حفظ شوخ طبعی و ذوق پایان بخشد. جیمی در آخرین روز زندگیاش روی زمین با یک نویسنده آشنا می شود که ...
جوانی فارغالتحصیل رشته مهندسی مکانیک است که در صنعت خودروسازی طرحهای مختلف ارائه کرده، اما کسی به او بها نمیدهد. او برای اینکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند، بازی خطرناکی را آغاز میکند که منجر به گروگانگیری میشود. . این فیلم به نحوی کپی شده از فیلم بعد ازظهرسگی با بازی آل پاچینو است.
«ارواح سرگردان»، فیلمی در ژانر وحشت-هیجان انگیز و درام، به کارگردانی «راوی شانکار شارما» و محصول سال 2004 سینمای هند است. «آمیتاب باچان» در این فیلم به نقش آفرینی پرداخته است. داستان این فیلم از این قرار است که «ساندرا» برای استخدام پرستار برای فرزندانش نامه ای به آژانس کاریابی می فرستد. 3 نفر برای این کار درخواست می دهند و در نهایت یک نفر از آن ها استخدام می شود. خانه آن ها قوانین خاصی دارد که باید توسط پرستار رعایت گردد! روزی دخترش به او می گوید که حضور شخص دیگری را هم در خانه حس می کند...
شیوا جوانی نیرومند برای دفاع از روستا و طبیعت خود برمیخیزد. یک مرگ منجر به جنگ بین روستاییان و نیروهای شیطانی می شود. آیا او می تواند آرامش را در روستا باز گرداند؟
داستان زندگی چند دوست و هم تیمی که در آخرین سال تحصیلی شان هنگامیکه یک دامپزشک ارتشی و ناکارآمد مربی گری آنها را در مسابقات قایقرانی بر عهده می گیرد، دچار تغییراتی بزرگ می شود.
آکیرا تندو برای شرکتی کار میکند که از کارمندانش بیش از حد معمول کار میکشد. او اغلب مجبور است تا آخر شب کار کرده و زورگوییهای رئیسش را نیز تحمل کند. یک روز صبح، آکیرا تندو متوجه میشود که خیابانها پر از زامبی شده است. او از دیدن این منظره از خوشحالی فریاد زده و میگوید: از امروز مجبور نیستم سر کار بروم!! حال آکیرا به جای رفتن به محل کار، فهرستی از کارهایی که باید قبل از تبدیل شدن به یک زامبی انجام دهد را مینویسد و…
سام راثاستین از طرف رؤسای مافیای نیویورک و شیکاگو به لاس وگاس اعزام شد تا مدیریت کازینویی به نام تنجرز را بر عهده بگیرد. کازینویی که صاحبان آن از اعضای ایتالیاییها یا سیسیلیها هستند. سام راستین با توجه به تجربه ایی فراوانی که در امر کازینو دارد تلاش میکند وضیعت کازینو را مرتب کند. اما موانع یکی پس از دیگری بر سر راه او سبز میشوند.
سه خوک به نامهای ریچارد، میسون و سندی بچه گرگی که جلوی در خانهشان رها شده بود را به عنوان یکی از اعضای خانواده خود بزرگ میکنند. اما زمانی که این بچه گرگ به دوران نوجوانی میرسد، هویت واقعی خود را زیر سول برده و…