گل وحشی
داستان واقعی زندگی بی جانسون از تولد تا فارغ التحصیلی است با والدین کندذهن و خانواده شلوغی که نمی توانند در مسائل زندگی کمک چندانی به او کنند.
داستان واقعی زندگی بی جانسون از تولد تا فارغ التحصیلی است با والدین کندذهن و خانواده شلوغی که نمی توانند در مسائل زندگی کمک چندانی به او کنند.
زمانی که مادر انولا هولمز در جشن تولد ۱۶ سالگی او به طرز اسرارآمیزی ناپدید میشود، او به دنبال کمک گرفتن از دو برادر بزرگترش یعنی شرلوک و مایکرافت برای یافتن مادرش است، اما او خیلی زود متوجه میشود که آنها هیچ علاقهای به حل این پرونده ندارند و قرار است او را به یک مدرسهٔ شبانهروزی بفرستند. حال انولا بهعنوان یک زن جوان بیباک، باهوش و مجرب، تنها کاری که میتواند در سال ۱۸۸۰ انجام دهد، این است که به لندن سفر و این راز را کشف کند. او در اینجا کار حرفهای خود بهعنوان یک کارآگاه برای حل و کشف ج
عرضه هوا در آینده نزدیک کمیاب است و هنگامی که دو غریبه ناامید برای یافتن یک پناهگاه اکسیژن وارد میشوند، مادر و دختری را مجبور میکند تا برای بقا مبارزه کنند.
هنگامی که یک کهنه سرباز جنگ عراق از یک قدرت برتر فراخوانی دریافت می کند، او ماموریتی را آغاز می کند تا مانع از تشکیل ارتشی از مردگان برای تصرف جهان توسط یک فرشته شود.
در آگوست سال 1944 میلادی، در حالی که هشتمین نیروی هوایی آمریکا آماده حمله به آلمان نازی است، خلبان ادوارد بارنز در حالی که فقط چند ساعت فرصت باقی مانده، باید یک ماموریت مرگ و زندگی را بر فراز برلین با هواپیمای غیرمسلح خود انجام داده تا جان 1200 نفر را نجات دهد اما…
سال ۲۱۲۳. با کاهش منابع، تنها راه بقای بشر یک معامله است: هر شهروند در سن ۵۰ سالگی به تدریج به یک درخت تبدیل میشود. وقتی استفان متوجه میشود که همسر عزیزش نورا پیش از موعد مقرر، داوطلبانه برای اهدای بدن خود ثبتنام کرده است، تصمیم میگیرد تا با هر قیمتی که شده، او را نجات دهد و سفری پرماجرا را آغاز میکند.
خانوادهای همراه با دو دوست قدیمی خود و همچنین فرزندان خردسالشان، به یک سفر آخر هفته میروند. اما زمانی که بچهها در جنگل ناپدید شده و پس از یک شب پیدا میشوند، رفتارهای عجیب و غریب آنها، خبر از وقوع حوادث ناگواری میدهد که…
هنگامیکه فرزندش به اشتباه توسط سازمانهای دولتی به قاچاق مواد مخدر متهم شده است، یک مامور سابق سرویسهای مخفی میبایست سریعا به کشور فرانسه بازگردد و...
داستان بازیگری به نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث بدبینی همسر سابقش از او میشود.
پس از مرگ ناگهانی پسرش روحیت در یک تصادف رانندگی، دکتر رانویر ماهورتا از تنها دخترش ریتا بسیار مراقبت می کند.ریتا در کالج با آریان برخورد کرده و عاشق او می شود. اما دکتر مالهوترا که به شدت مواظب دخترش است ، در مورد آریان شروع به تحقیق می کند
دو آواره و ولگرد در یک عمارت خالی مخفی می شوند ولی صاحبان آن عمارت وارد آنجا می شوند که قصد دارند آنجا را اجاره دهند…