سیتا رامام
زندگی یک سرباز یتیم با نامه ای که از دختری به نام سیتا دریافت می کند ، دچار تغییر می شود. وی تصمیم می گیرد با سیتا ازدواج کند ولی نمی داند که او در واقع یک شاهدخت است...
زندگی یک سرباز یتیم با نامه ای که از دختری به نام سیتا دریافت می کند ، دچار تغییر می شود. وی تصمیم می گیرد با سیتا ازدواج کند ولی نمی داند که او در واقع یک شاهدخت است...
کارآگاه جیمی باز به سختی قبول میکند تا بر روی پرونده مفقود شدن فردی تحقیق کند اما بزودی متوجه میشود در تعقیب یک قاتل سریالی است و…
هلن گریس که به تازگی از شوهرش جدا شده، به همراه پسران دوقلویش جارد و سیمون و دختر بزرگش ملوری به خانهای قدیمی در املاک اسپایدرویک متعلق به عمه لوسیندا اثاث کشی میکنند. در شب اول اقامت شان در خانه جدید، ملوری پشت دیواری کاذب یک آسانسور کوچک و یک کلید عجیب پیدا میکند.
یک مدیر آژانس تبلیغاتی هنگام عبور از کوهستان به دلیل طوفان برف ، به خانه یک پیرمرد پناه می برد ولی خیلی زود خودش را بین عده ای از قانونمداران بازنشسته می بیند که می خواهند وی را بابت اتفاقاتی که حتی خودش هم متوجه انها نیست محاکمه کنند ولی مشخص نیست این دادگاه نمایشی است یا واقعی...
برتس سالیوان” که كلانتر است به همراه برادرش برای پیدا کردن قاتل پدرش راهی مکزیک می شود. آنها بدنبال “سسکو” هستند ولی مردم با شنیدن نام او، سكوت می كنن د و نشانی از او نمی دهند. سرانجام با پرس و جو فراوان آن دو برادر به “سسکو” می رسند …
یک دلال سهام به نام جیسون در یک شهر کوچک زندگی میکند. در این میان جیسون همراه با همسایه خود دیلین، درگیر یک عملیات کلاهبرداری بیمه شده که در نهایت منجر به وقوع مجموعهای از قتلهای تکان دهنده میشود و…
زمانیکه قاتلی اجیرشده به نام کای در مسیر جستجوی قاتلی دیگر راهی بانکوک می شود، ماموریتش برای انتقام تبدیل به مبارزه برای نجات دنیا از تهدیدی دیرینه می شود.
دو دوست بنام های دانیل و استفان دو فروشنده هستند که در یک فروشگاه کار می کنند اما در عین حال نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند. آنها باوجود همه چیز تصمیم میگیرند برای شرکت در بازی های تلویزیونی باهم متحد شوند تا بتوانند بدهی های خود را بپردازند.
در دهه 1930، در زمان راج بریتانیا، Analeesan "Eesa"، سرباز سابق ارتش هند بریتانیا به نام کاپیتان میلر، پس از مشاهده یک جنایت در ماموریت محافظت از مردم در برابر بریتانیا است.
در سال ۱۸۹۸ دَنیل پلِین ویو از حفاران با تجربه نفت، اطلاع پیدا می کند که در دشتی در غرب آمریکا چاهی از نفت در حال بیرون آمدن از زمین است، بنابراین دست پسرخوانده اش را می گیرد و به آنجا می رود .دنیل از کودکی تجربه های بدی با زندگی و انسان ها داشته است و رفته رفته از مردم متنفر است و می خواهد با کسب ثروتی کلان زندگی ای ترتیب دهد تا به دیگران نیازی نداشته باشد. با وجود این طرز فکر، او به پسرخوانده ای که دارد دل می بندد. اما پسرخوانده نیز آدم درستی نیست و دنیل با شخصی روبرو می شود که خود را به دروغ،
پسر کوچکی به نام نمو کابوس یک لوکوموتیو را می بیند که او را تعقیب می کند. روز بعد از آن کابوس سیرک عجایب به شهر آنها می آید و…
گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد