گودزیلا و کونگ : امپراطوری جدید
پس از رویارویی انفجاری خود، گودزیلا و کنگ باید در برابر یک تهدید عظیم کشف نشده که در دنیای ما پنهان شده است، دوباره متحد شوند و موجودیت آنها و خود ما را به چالش بکشد.
پس از رویارویی انفجاری خود، گودزیلا و کنگ باید در برابر یک تهدید عظیم کشف نشده که در دنیای ما پنهان شده است، دوباره متحد شوند و موجودیت آنها و خود ما را به چالش بکشد.
سال ۱۹۳۵ «ملوین ب. تولسن» فعال حقوق اجتماعی و استاد ادبیات انگلیسی کالج سیاه پوستی وایلی در تکزاس، برای رودررو کردن جوانان با یک دیگر، گروه مناظره تشک یل می دهد. خیلی زود این گروه به بهترین گروه مناظره ی جوانان سیاه پوست کشور تبدیل می شود.
درباره ی قهرمان جدیدی بنام «آرون کراس» (جرمی رنر) است که سرگذشتش از سه قسمت قبلی سری بورن نشات می گیرد...
کلاب مشغول شکار هست قبیله او به صورت وحشیانه ای قتل عام می شوند و تنها بازمانده فرزند کلاب می باشد. کلاب بازمی گردد و با دیدن این صحنه آتش انتقام در ا و شعله ور می شود و گرفتن انتقام با نیروهای طبیعت به مبارزه برمی خیزد…
داستان فیلم حول شخصیتهای اصلی، اِما و لیام، میچرخد. اِما یک زن جوان و جاهطلب است که همیشه در پی رسیدن به آرزوهای بزرگش بوده، اما همواره با حسرتها و شکهایی درباره تصمیمات گذشتهاش روبهرو است. لیام، مردی با روحیه آرام و فلسفی، در جستجوی معنای زندگی و یافتن جایگاه خود در جهان است. این دو شخصیت در یک نقطه از زندگیشان به هم میرسند و داستان عشقشان آغاز میشود.
دختری که در تمام عمرش بدشانس بوده است به طور تصادفی توسط یک روح انتقام جو تسخیر می شود که جدول زندگی او را به یک نکته مثبت تبدیل می کند. اما روح انگیزه های دیگری دارد.
وید ویلسون بی حال و بی حوصله در زندگی غیرنظامی با روزهایی که به عنوان مزدور اخلاقی انعطاف پذیر، ددپول پشت سر اوست، تلاش می کند. اما وقتی دنیای خانه اش با یک تهدید وجودی روبرو می شود، وید باید با اکراه دوباره با یک ولورین حتی بی میل تر هماهنگ شود.
دختری به نام سپیده تصمیم دارد با دوست برادرش کیومرث ازدواج کند. او همراه نامزدش کیومرث و بردارش چنگیز برای خرید حلقه ازدواج به یک طلا فروشی میروند. آنها با شوق مشغول انتخاب حلقه هستند که در میان بهت همه، چنگیز اسلحه میکشد و صاحب طلافروشی را وادار میکند محتویات گاوصندوق و همه طلاها را داخل ساکی بریزد. با مقاومت طلافروش، چنگیز به او شلیک میکند.
محوریت قصه درباره چت و اینترنت است که برخی جوانان از طریق چت در دام کسانی می افتند که منجر به نابودی شان می شود..
فهیمه میربُد بعد از بیست و هشت سال زندگی مشترک، در آستانه شصت سالگی از همسرش جدا میشود؛ چک مهریهاش را تحویل میگیرد و با وسایل شخصیاش که اندازه یک چمدان است راهی میشود به مقصد زادگاهش. شهرستانی کوچک که همه ساکنین یکدیگر را میشناسند و همچنان فضایی سنتی در آنجا حکمفرماست. فهیمه حالا با یک برگ چک در شهری کوچک میخواهد دوباره از صفر شروع کند و زندگی که خودش دوست دارد را بسازد؛ او میخواهد برای خودش فقط برای خودِ خودش زندگی کند!
ژاله دختر جوانی است که با یک باند مواد مخدر کار می کند و قصد دارد فردی را جای خودش به رییس باند معرفی کند و برای همیشه از کشور خارج شود...