فلاویا
فلاویا دِ لوس، دختر یازدهسالهای که بهصورت آماتور به حل معماهای جنایی علاقه دارد، زمانی که پدرش مظنون اصلی یک قتل میشود، ناچار میشود در عمارت قدیمی خانوادگیشان درباره این جنایت تحقیق کند و راز آن را کشف کند.
فلاویا دِ لوس، دختر یازدهسالهای که بهصورت آماتور به حل معماهای جنایی علاقه دارد، زمانی که پدرش مظنون اصلی یک قتل میشود، ناچار میشود در عمارت قدیمی خانوادگیشان درباره این جنایت تحقیق کند و راز آن را کشف کند.
داستان از این قرار است که جسد یك انگلیسی كه با داس كشته شده ، در منطقه بختیاری ، روی لوله های نفت پیدا می شود. كوهیار ، پسر رییس طایفه علی یار ، و خدامراد ، كه مجسمه شیر سنگی می سازد ، جسد را می بینند و دفن می كنند.
داستان فیلم الهام گرفته از زندگی کارگردان است. داستان درباره حامد (محمدرضا فروتن)است که علی رغم علاقه بسیار به همسرش مهناز (الهام چرخنده) و فرزندش نازی، آن ها را پس از ده سال زندگی مشترک به خارج از کشور می فرستد. بهانه مهناز برای سفر، آزادی بیشتر است، اما پس از خروج از کشور، رفتارهای مشکوکی از او سر می زند. دوستان حامد در خارج، به او اطلاع می دهند که مهناز با فردی به نام «آقای شریف» (از دوستان قدیمی حامد) در ارتباط است. حامد که از نظر روحی بسیار حساس شده، به همسرش بدگمان می شود و ...
یک کهنهسرباز بیخانمان که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد، از سوی گروهبان سابق خود پیشنهادی عجیب دریافت میکند: در ازای دریافت مبلغی پول، هدف یک شکار مرگبار برای سرگرمی قرار بگیرد.
یک کارمند معمولیِ اداری به نام زارا ناگهان خود را در مرکز یک سرقت میبیند؛ یک روز کاری عادی در یک شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی، وقتی گروهی از دزدان خشن به ساختمان یورش میبرند و زارا و بهترین دوستش لوک را وادار به اجرای خواستههایشان میکنند، کاملاً زیر و رو میشود.
دانشجویان جوان آموزش میبینند تا به افسران استارفلیت تبدیل شوند؛ آنها در این مسیر با دوستیها، رقابتها و روابط عاطفی دستوپنجه نرم میکنند و همزمان با تهدیدی مرموز روبهرو هستند که هم آکادمی و هم فدراسیون را در معرض خطر قرار میدهد.
در سال ۱۹۷۷ در مسکو، دو "پونی" ("افراد بیاهمیت") مامور سیا میشوند و توطئهای مربوط به جنگ سرد را که همسرانشان به خاطر آن کشته شده بودند، کشف میکنند.
بانویی اشرافزاده که به راهزنی دادگر به نام «گیل دونگ» تبدیل میشود، و شاهزادهٔ چوسان، «یی یول»، که پنهانی در پی بررسی این راهزن است؛ اما ناگهان با جابهجایی اسرارآمیز روحهایشان روبهرو میشوند. این اتفاق آنها را وادار میکند برای بازگشت به حالت عادی با هم همکاری کنند و در دل دسیسهها و توطئهها، هنگام پردهبرداشتن از رازها، به عشق یکدیگر گرفتار شوند.
شاهزاده معروف دزدان از کتاب الیور توییست که حالا بزرگسال و جراح شده، هنوز وسوسه ارتکاب جرم رهایش نمی کند.
روایتگر رنج و کشمکش شخصیتهایی است که پیرامون یک قاتل زنجیرهای قرار دارند؛ قاتلی که توانایی درمان تمام بیماریهای لاعلاج را دارد.
شوهر زنی به نام هانا ناگهان ناپدید می شود؛ هانا و دختر ناتنی همسرش جستجو برای پیدا کردن او را آغاز می کنند. هانا هرچقدر بیشتر به دنبال شوهرش می گردد بیشتر متوجه می شود که شوهرش آن چیزی که ادعایش را می کرده نبوده است...
تراپیست غمگینی به نام «جیمی» تصمیم می گیرد که از تمام آموزش هایی که دیده است چشم پوشی کند و به بیمارانـش بگوید که واقعاً چه فکری درمورد آن ها می کند. این تصمیم او در نهایت باعث می شود که زندگی بیمارانـش و همچنین خودش به کلی تغییر کند