آخرین خداحافظی
روایتی دلنشین از مادر شهید صفرعلی علیزاده، شهید دفاع مقدس
پرتره سردار قاسم صادقی از رزمندگان و جانبازان جنگ و اعضای گروه فدائیان اسلام
داستان جوانی به نام اسماعیل، نامه رسان ستاد اسراست که بعد از رساندن یک نامه پی به موضوعی چالش برانگیز میبرد. او قصد دارد در نامه دست برده و محتوای آنرا تغییر دهد اما...
فریبرز برای فرار از خیابانها به کافهی کمال میرود، کافه خلوت است و کسی جز آن دو در کافه نیست. همه چیز عادی به نظر میرسد تا اینکه جوانی با دو کولهپشتی وارد کافه میشود...
عطا برای دزدیدن طلا به خانهای قدیمی میرود. او متوجه حضور یک مادر پیر و نابینا میشود. مادر نابینا، عطا را با پسرش رضا که در جبهه است، اشتباه میگیرد. عطا مشغول جمع کردن طلاها میشود که دو نفر از رزمندگان، درب خانه را میزنند. آنها هم فکر میکنند عطا یکی از دوستان رضا است و خبر شهادت رضا را به او میدهند. عطا حرفی به مادر شهید نمیزند، طلاها را سر جایش میگذارد و برمیگردد.
قتل های طایفه ای در شهرستان قلعه گنج و روستاهای اطراف آن باعث وساطت و پادرمیانی بزرگان و امام جمعه شهر می شود. این قتل و جنایت ها باعث فرار سرمایه گذاران اقتصادی از آن سرزمین شده است.
گلبارنژاد جانباز و ورزشکار پارالمپیک ایرانی است که در دو رشته وزنه برداری و دوچرخه سواری مدال های جهانی فراوانی کسب کرده است. این فیلم مروری است بر زندگی این ورزشکار نام آور. بهمن در مسابقات پارالمپیک ریو 2016 در حین مسابقه دچار سانحه شد و بر اثر جراحات وارده جان باخت.
روایتی از حسن شمشادی خبرنگاری که بیش از چهار سال در سوریه بوده و حالا در خصوص حضور حزب الله لبنان در سوریه به لبنان میرود.